تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

تصویر روز

پیشخوان روزنامه ها

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

آخرین اخبار

به بهانه چهارشنبه پایان سال؛
ترقه؛ صدایی که فرهنگ ما نیست!
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
بعضی‌ها نظرشان این است که از زمانی ترقه وارد آیین ما شد که جوان‌ها و نوجوان‌های ما یا جایی برای روشن کردن آتش و پریدن از روی آن و تخلیه هیجان‌ها و احساس‌های جوانانه را نداشتند.

اسماعیل همتی نویسنده نام آشنای استان پیشتر به بهانه چهارشنبه سوری یادداشتی را منتشر کرده بود که اینک و در آستانه فرارسیدن چهارشنبه آخر سال، آن را بازنشر می کنیم:

می‌گفت هرچی فکر می‌کنم که چطور شد ترقه‌ها و نارنجک‌های زشت و دست ساز و خطرناک وارد آیین چهارشنبه سوری ما شدند، به نتیجه نمی‌رسم که نمی‌رسم. از طرفی افرادی مثل من زیادند، ولی آنها هم به یک نتیجه نرسیده‌اند. مثلا بعضی‌ها به شوخی می‌گویند از زمانی ترقه وارد چهارشنبه سوری ما شد که تجارت ما با کشور چین زیاد شد و انواع ترقه‌ها هم با مارک‌ها و اسم‌های جورواجور همراه با لوازم دیگر به طور رسمی و غیر رسمی در کوچه و بازار ما خرید و فروش شدند.

بعضی دوستان می‌گویند اگر ترقه خوب و مفید است، مجوز بدهید تا استاندارد آن را بسازند. چون ساخت ترقه آن هم ترقه‌های دست ساز کار هر آدم ناشی نیست. کمااینکه هر سال چند نوجوان و جوان با سر و چشم آسیب دیده و گاه از دست داده، راهی بیمارستان‌ها می‌شوند و یک عمر خودشان را پدر و مادرشان را غصه‌دار می‌کنند. می‌گفت تازه این آسیب‌ها جدا از لطماتی است که هر سال بسیاری از کودکان و سالمندان و به خصوص زنانی که فرزند در شکم دارند، به طور ناخواسته به خاطر ترقه یا صدایش متحمل می‌شوند و هیچ‌کس هم متوجه نمی‌شود که از میان این همه آدم سوار و پیاده، چه کسی این لطمات را ایجاد کرده تا از او بخواهند جواب یا تاوان لطمه‌ای که وارد کرده بدهد.
می‌گفت بعضی‌ها نظرشان این است که از زمانی ترقه وارد آیین ما شد که جوان‌ها و نوجوان‌های ما یا جایی برای روشن کردن آتش و پریدن از روی آن و تخلیه هیجان‌ها و احساس‌های جوانانه را نداشتند و یا هیزم برای روشن کردن آتش نداشتند و لذا متوسل به ترکاندن ترقه و ایجاد سر و صدا شدند تا جوانی خود را یا بهتر است بگویم خامی خود را اثبات کنند. در صورتی که ترکاندن ترقه و ایجاد شوک ناشی از صدای آن، به جز هیجانی یک لحظه‌ای و کاذب برای خودشان، هیچ لطف و هیجانی برای اطرافیان و رهگذران ندارد.
می‌گفت عباس آقا می‌گوید این هم انصاف نیست که هیزم‌هایی که هر بُته‌اش چند ماه طول می‌کشد تا عمل بیاید و به درد بخورد، در یک شب سوزانده و خاکستر بشود. بنابراین بهتر است از قبل هیزم مناسب این آیین فراهم شود.
می‌گفت ولی از میان این نظرها نظر آقای رضی برایم جالب‌تر است. او می‌گوید علت ترقه بازی بعضی نوجوان‌ها و جوان‌ها این است که با منشاء و شأن روشن کردن آتش و چهارشنبه سوری آشنا نیستند. وگرنه ثابت کرده‌اند که اگر نسبت به یک پدیده غیر منطقی مثل ترقه بازی که اصلا معلوم نیست مال کدام سرزمین و کدام فرهنگ است آشنا بشوند دست از آن برمی‌دارند.
می‌گفت همسایه بالایی ما می‌گوید من هم در زمان جوانی‌ام راجع به چهارشنبه سوری نمی‌دانستم. ولی بعد که کنجکاو شدم و چند تا کتاب خواندم، با این نظر آشنا شدم که نیاکان ما بر این باور بوده‌اند که در شب آخرین سه شنبه هر سال، ارواح طیبه ما برای دیدن ما و خانه و زندگی ما از آسمان می‌آیند تا به خانه و زندگی ما سر بزنند و تبرک و شادی و برکت و دعاهای خیر به ما ببخشند. برای همین در هفته آخر سال، به هر زحمتی که بوده خانه خود را آب و جارو و تمیز می‌کرده‌اند و خودشان را هم شستشو می‌داده‌اند و لباس پاکیزه و نو می‌پوشیده‌اند تا ارواح طیبه آنان با دیدن خانه و زندگی‌شان خیال‌شان راحت باشد که فرزندان و نوادگان‌شان شکر خدا روزگارشان خوب است و جای نگرانی نیست. می‌گفت به همین دلیل مردم برای اینکه ارواح طیبه بتوانند از آسمان خانه آنان را پیدا کنند، در پشت بامها و میدان‌گاه‌های محله و روستایشان آتش روشن می‌کرده‌اند تا نشان بدهند اینجا محل زندگی است و مثلا بیابان نیست. در ضمن تا ارواح نیاکان مقدسشان بیایند و برگردند، از فرصت استفاده می‌کرده‌اند و از شادی آمدن ارواح طیبه، شعرها و ترانه‌هایشان را می‌خوانده‌اند و دور هم آجیل و خوراکی می‌خورده‌اند و هدیه می‌بخشیده‌اند و هدیه می‌ستانده‌اند و حتی جوان‌هایشان زیر سایه بزرگان خود عروس برای خودشان انتخاب می‌کرده‌اند و وعده عروسی می‌گرفته‌اند تا سال بعد و چهارشنبه سور و سروری دیگر. می‌گفت بنا به بعضی روایت‌ها در واقع نوروز و سال نو از همان آخرین سه شنبه شب شروع می‌شده.
می‌گفت در ضمن شنیده‌ام حالا که ترکیب خانه‌ها و محله‌ها و جمعیت طوری است که امکان روشن کردن آتش در پشت بام‌ها و گذرگاه‌ها نیست، شهرداری بعضی شهرها با هماهنگی مسئولان نظم و پیشگیری از حوادث، مکان‌های خاص و مناسبی را برای برگزاری اینگونه آیین‌های ملی اختصاص می‌دهند که چون با هدایت و نظارت انجام می‌شود، شکر خدا اتفاقات تلخ هم نمی‌افتد. دستشان درد نکند. جشن یعنی همین. یعنی برگزاری بدون زیان آیین نیاکان توسط کوچک و بزرگ و پیر و جوان با هم . یعنی شادمانی همراه با سلامتی و فرخندگی و برکت با هم. چون آیینی که در خفا یا پنهانی یا در تنهایی و همراه با صدای انفجار ترقه‌ها و نارنجک‌های خطرناک و آلاینده و آزار دهنده باشد یا آیین نیست یا آیین ملی ما و نیاکان ایرانی ما نیست!

انتهای پیام/ح

اضافه کردن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

بازگشت به ابتداي صفحه