تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

تصویر روز

پیشخوان روزنامه ها

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

آخرین اخبار

دل نوشته ای به بهانه بازگشت شهید قدرت الله طحانیان؛
امروز، روز گل های 18 ساله بود/ آمدی برای نشان دادن بهای سنگین امنیت مفت!
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
جانِ برادر، مادر نیست که برای گل ۱۸ ساله‌اش بگرید، اما میدانی که حضرت مادر، دردانه پیغمبر، گل ۱۸ ساله‌ی دنیا، امروز برایت مادری می‌کند؟

به گزارش خبرنگار مرآت، پیکر شهید قدرت الله طحانیان، پس از 35 سال شناسایی شد و به زادگاهش بازگشت. این شهید که در سن 18 سالگی در سال 61 و در عملیات رمضان به شهادت رسید امروز ، هم زمان با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) با حضور پرشور مردم سمنان تشییع و در گلزار شهدای امام زاده یحیی (ع) سمنان، کنار یاران دیرینش به خاک سپرده شد.

در ادامه دلنوشته ای خطاب به این شهید والامقام را می خوانید:

سلام برادرجان!

خوش آمدی آقا! رسیدنت مبارک، کجا بودی آقا؟!

آمدی اما مادر دیگر نیست، ولی یقینا هنوز آن کلیدی که لابه لای آجرهای دیوار خانه به امید اینکه شاید وقتی که خانه نیست، تو برگردی و پشت در نمانی، هست!!

آمدی اما پدردیگرنیست. ولی یقینا هنوز آن عصایی که هربار به دست می‌گرفت و می‌گفت کاش تو بودی و جای عصا دستم را می‌گرفتی هست!!

نبودی اما یقین هربارکه با شیطنت کودکان همسایه زنگ در به صدا می‌آمد و کسی صدایی نمی‌شنید، مادر بهترین چادرش را سر می‌کرده و به امید دیدن تو راهی جلوی در می‌شده.

نبودی اما یقین هربارکه تلفن زنگ می‌خورده است، پدر با امید شنیدن صدای تو گوشی تلفن را برمی‌داشته.

نبودی اما برای من چنان وانمود کردی که هستی، هربارکه حرف می‌زدم، جوابم را می‌دادی. گریه‌هایم را یادت هست؟؟ لبخندم‌هایم راچطور...؟ از گله‌هایم که بگذریم....

جانِ برادر، مادر نیست که برای گل ۱۸ ساله‌اش بگرید، اما میدانی که حضرت مادر، دردانه پیغمبر، گل ۱۸ ساله‌ی دنیا، امروز برایت مادری می‌کند؟

مثل اینکه امروز، روز گل‌های ۱۸ساله بوده!

دیرآمدی، ولی به موقع آمدی، تو همیشه وقت‌شناس بودی، آن از رفتنت و این از بازگشتنت!

آمدی، به آنان که فریاد می‌زنند و می‌گویند مردم برای این انقلاب چه کرده‌اند، غیرتِ مردم را نشان دهی!

آمدی تا تمام عقب‌ماندگی‌های عدالت را به آنان که به برکت امثال تو زندگی می‌کنند نشان دهی!

آمدی، به آنان که فقط حرف می‌زنند و «باید» می‌گویند عمل را نشان دهی!

آمدی که به همه، عشق به ولی را نشان دهی!

آمدی که کنار شهدای امروزمان آرام بگیری و نشان‌دهی خونشان ادامه راه خون شماست...

خوش آمدی برادرم...

خوش آمدی!

نویسنده: صدیقه حاجیان نژاد

انتهای پیام/ن

اضافه کردن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

بازگشت به ابتداي صفحه