تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت

دیدگاههای اخیر

شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

تصویر روز

پیشخوان روزنامه ها

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

آخرین اخبار

حجت الاسلام و المسلمین حسن آبادی در گفتگوی تفصیلی با مرآت:  
حضرت زهرا (س) جریان نفاق را تا روز قیامت رسوا کرد/ غاصبان خلافت علی (ع) دشمن اسلام بودند
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
خطیب برجسته کشور گفت: حضرت فاطمه زهرا (س) جریان نفاق را برای همیشه تاریخ رسوا کرد.

به گزارش خبرنگار مرآت، همزمان با سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) برای بررسی بخشی از اتفاقات صدر اسلام در بازه زمانی واقعه غدیر تا شهادت بی بی دو عالم به سراغ حجت الاسلام و المسلمین مهدی حسن آبادی از خطیبان برجسته و خوش بیان کشور رفتیم. حسن آبادی در این گفتگو با بیان اینکه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) باعث شد تا جریان نفاق صدر اسلام برای همیشه تاریخ روشن و برملا شود بر اهمیت تبیین ابعاد مختلف شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) و مظلومیت ایشان تاکید کرد. متن کامل اظهارات حجت الاسلام و المسلمین حسن آبادی را در ادامه می خوانید.

مرآت- برای ورود به بحث این سوال را مطرح می کنم که عوامل اصلی غصب خلافت امیرالمومنین علی (ع) با وجود تاکیدات مکرر رسول اکرم (ص) چه بود؟ آیا این اتفاق صرفا ریشه در عدم توجه جامعه اسلامی به واقعه غدیر داشت؟

اگر بخواهیم قصه پرغصه فاطمیه و غصب فاطمیه را تشریح کنیم نمی توانیم آنرا به جریان غدیر محدود کنیم. جریان غصب خلافت یک طرح ریزی بود که از قبل از بعثت رسول اکرم (ص) برای تحریف اصل اسلام طرح ریزی شد. اگر به تاریخ اسلام نگاهی بیاندازیم خواهیم دید این افرادی که خلافت امیرالمومنین علی (ع) را غصب کردند بارها دست به ترور پیامبر (ص) زدند که این ترور شامل ترور فیزیکی و شخصیتی ایشان بود. دشمنان اسلام در آغاز رسالت پیامبر اکرم (ص) تلاش کردند تا از ریشه دار شدن اسلام جلوگیری کنند و اجازه ندهند رسالت ایشان به طور جدی دنبال شود. در مقطعی به پیامبر تهمت های بسیار ناروایی همچون ساحر، مجنون و دیوانه زدند تا شخصیت ایشان را ترور کنند. شما می دانید اگر فردی تحت ترور شخصیتی قرار بگیرد تلاش های او اثرگذار نخواهد بود.

دشمنان اسلام در این هدف خود ناکام ماندند، حتی به کودکان طائف گفته بودند پیامبر را آزار دهند و یا با سنگ بزنند. پس از بی نتیجه ماندن این توطئه ها، دشمنان اسلام تصمیم به تطمیع پیامبر (ص) گرفتند که این پیغام توسط حضرت ابوطالب (ع) به ایشان داده شد. در آنجا رسول خدا فرمودند اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارید از رسالت خود کوتاه نخواهم آمد. لذا تطمیع پیامبر (ص) نیز به سنگ خورد و نتیجه ای نداد. در مرحله دیگر تصمیم به قتل پیامبر گرفتند که ماجرای لیله المبیت پیش آمد و امیرالمومنین علی (ع) در بستر ایشان خوابیدند و جان پیامبر (ص) را با فداکاری خود نجات دادند. این حادثه یکی از آن حوادثی بود که باعث شد منافقان و دشمنان اسلام کینه علی (ع) را به دل بگیرند. به اذن الهی این توطئه نیز خنثی شد و پس از آن نبی اکرم (ص) به مدینه هجرت فرمودند. در مدینه نیز این توطئه ها ادامه یافت. یکی از این توطئه ها حضور یهودیان در اطراف مدینه بود که به غزوه خیبر و نبرد با بنی نضیر و بنی قریظه منجر شد. از سویی دیگر افراد منافقی مانند عبدالله بن ابی در مدینه حضور داشتند که مشکلاتی را بوجود می آوردند. از طرف دیگر یکی از منافقین که همراه با پیامبر (ص) از مکه به مدینه آمده بود همچنان به توطئه خود ادامه می داد. پس از آن غزواتی از سوی کفار و یهود بر پیامبر (ص) تحمیل شد که در تمام این غزوات امیرالمومنین علی (ع) درخشید.

این ماجراها تا غزه تبوک در سال 9 هجری ادامه داشت که پیامبر (ص) امیرالمومنین را به جای خود در مدینه می گذارد تا امور جامعه مدینه را مدیریت و از توطئه منافقان در آنجا جلوگیری کند. کاروان تبوک وقتی از مدینه حرکت می کند چند شایعه ایجاد می شود. اینکه پیامبر (ص) و علی (ع) اختلاف نظر دارند و رسول خدا نقشه های علی (ع) را قبول ندارد و دیگر اینکه پیامبر (ص) علی را خلیفه زنان و کودکان کرد! این شایعات آنقدر شدید شد که علی (ع) خود را به پیامبر (ص) می رساند. یکی از جاهایی که پیامبر حدیث منزلت را بیان می کنند همین جاست که می فرمایند انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی، یعنی تو برای من مانند هارون برای موسی هستی جز اینکه پس از من پیامبری نیست. این جریان نیز با فرمایش پیامبر (ص) خنثی می شود. پس از غزوه تبوک عده ای از منافقان مجددا توطئه می کنند تا پیامبر (ص) را بکشند اما تیرشان بازهم به سنگ می خورد. پس از این موضوع کار به حجه الوداع و ماجرای غدیر می رسد تا پیامبر (ص) علی را به طور علنی به جانشینی خود معرفی کنند. اما در غدیر کار به این شکل است که خداوند به پیامبر دستور مستقیم می دهد. «یا ایها الرسول، بلغ ما انزل الیک من ربک، فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس...» نکته اول اینکه خطاب این آیه رسول است یعنی کسی که رسالت دارد و صرفا پیام الهی را به جامعه منتقل می کند. نکته دیگر که می فرماید اگر این موضوع را ابلاغ نکنی و به فعلیت نرسانی و از حاجیان حاضر بیعت نگیری رسالتت کامل نشده است.

سوال ما این است که کدام عقل سلیمی قبول می کند که این بیعت برای اعلام رفاقت و دوستی بوده باشد؟ اساسا آیا اعلام رفاقت نیازی به بیعت دارد؟ در این واقعه حتی منافقین هم با تبریک به امیرالمومنین علی (ع) تبریک و شادباش می گویند و حتی زنان نیز توسط تشت آبی با ایشان بیعت می کنند. ببینید این موضوع چقدر اهمیت دارد که خداوند می فرماید اگر انجام نشود رسالت پیامبر انجام نشده است! خداوند در ادامه آیه می فرماید «و الله یعصمک من الناس» که این موضوع نیز به معنای تهدید بعدی برای جان پیامبر (ص) است. 14 تن از منافقان در گردنه بعدی مسیر پیامبر (ص) کمین می کنند تا ایشان را بکشند که اسامی آنان به صراحت کتب آمده است.

منافقان در این توطئه می خواستند در گردنه خروجی مکه به نام گردنه «هرشی» وقتی پیامبر (ص) به صورت تنها در حال عبور بود کاری کنند که شتر ایشان رم کند تا پیامبر جان خود را از دست بدهند و به تصور آنان ریشه اصل اسلام کنده شود. در این واقعه عده ای تلاش کردند پیامبر را بکشند که با مقاومت عمار و خذیفه ناکام ماندند. در نقل ها آمده است پیامبر (ص) این 14 تن منافق را نام برد که تمام این 14 نفر از افرادی هستند که به اسلام ضرباتی وارد کردند اما مدعی خدمت به اسلام بودند. جالب آنکه این منافقان برای فرافکنی در صف اول نماز جماعت صبح روز بعد در کنار پیامبر قرار می گیرند! توجه داشته باشید که دشمنان خلافت و وصایت امیرالمومنین علی (ع) طرف حساب خود را اصل اسلام می دانستند نه علی علیه السلام. این جریان در معاویه نیز دیده می شد. از مغیره یکی از مشاوران معاویه نقل شده است که هنگام شنیدن اذان گفته بود من تا زمانی که نام محمد رسول الله (ص) را زیر پای خودم دفن نکنم آرام نخواهم نشست. توجه کنید که این حرف زمانی مطرح می شود که معاویه پرچمدار حکومت اسلامی است و امیرالمومنین علی (ع) به شهادت رسیده است. لذا اگر تصور کنید این منافقان فقط با امیرالمومنین علی (ع) مشکل داشتند اشتباه است، این افراد با اسلام مشکل داشتند و کینه رسالت پیامبر (ص) را به دل داشتند.

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

مرآت- منافقان پس از ناکام ماندن در این توطئه ها، چه روندی را درپیش گرفتند؟

پس از این ماجرا و وقتی منافقان متوجه شدند که این دسیسه ها نتیجه ای نخواهد داد 34 تن از آنان که 14 نفر آنان همانهایی بودند که نتوانستند پیامبر (ص) را ترور کنند با یکدیگر هم پیمان شدند و نامه ای را نوشتند که در تاریخ به «صحیفه ملعونه» مشهور است. این افراد از آن پس تلاش کردند اسلام را مصادره به مطلوب کنند و اجازه ندهند خلافت به امیرالمومنین علی (ع) برسد.

خلیفه اول و دوم و ابوعبیده جراح از رئوس اصلی این نامه بودند. در این نامه پیمان بستند که اجازه ندهند خلافت به هیچ قیمتی به فرزندان رسول خدا و امیرالمومنین علی (ع) برسد. جالب آنکه در این نامه برای خودشان سلسه ای هم تشکیل داده بودند تا به ترتیب خلافت را از آن خود کنند که البته تعدادی از آنها از بین رفتند. توجه دارید که بر اثر اشرافی گری و آفت های فراوان دوران خلافت خلیفه سوم مردم به ستوه امدند و خودشان خواستار خلافت امام علی (ع) شدند. امیرالمومنین علی (ع) تحت فشار گسترده جامعه اسلامی موضوع خلافت را پذیرفتند. در مدت کمتر از 5 سال حکومت ایشان بازهم توطئه منافقان ادامه یافت و جنگ های جمل، نهروان و صفین بر امام تحمیل شد.

طبیعتا منافقان وقتی دیدند اسلام دارد به اصل خود باز می گردد بیکار ننشستند و دسیسه ها را آغاز کردند، این در حالی بود که در زمان خلفای قبل هیچ جنگی بر مسلمانان تحمیل نشد و جنگ ها فقط برای گسترش قلمرو اسلام به وقوع می پیوست. یکی از بهانه هایی که منافقان برای عدم پذیرش خلافت امیرالمومنین علی (ع) می آوردند آن بود که او جوان است و به درد خلافت نمی خورد! پیامبر (ص) در زمان حیات مبارک خود در یکی از جنگها جوان حدودا 20 ساله ای به نام اسامه بن زید را فرماندهی سپاه مسلمانان منصوب کرد. در همین ماجرا چند نفر از منافقان از حضور در سپاه اسامه خودداری می کنند که با لعن پیامبر (ص) مواجه می شوند. اما پیامبر (ص) در روزهای آخر عمر مبارک خود در بستر بیماری تقاضای لوح و قلم می کنند تا متنی را بنویسد تا جامعه مسلمانان از گمراهی نجات یابند. در همین حین خلیفه دوم وقتی متوجه می شود که ممکن است موضوع جانشینی علی (ع) به صورت مکتوب و با مهر رسول اکرم (ص) اعلام شود، به پیامبر اهانت می کند و می گوید او بیمار است و دارد هذیان می گوید! به این شکل اجازه نمی دهد متنی از سوی پیامبر (ص) نوشته شود تا آنکه رسول خدا (ص) به شهادت می رسد. در هنگامی که پیامبر (ص) از دنیا می روند ابوبکر حضور ندارد و گفته شده است به جایی دور از محل سکونت پیامبر رفته است.

در همین بین خلیفه دوم با فضاسازی و خارج کردن شمشیر از غلاف، مدعی می شود که به خدا قسم پیامبر از دنیا نرفته است و آنهایی که می گویند رسول خدا (ص) مرده است منافق هستند! اما چرا این فرد این موضوعات را مطرح کرد؟ اول اینکه می خواهد بگوید پیامبر (ص) زنده است تا موضوع جانشینی منتفی شود! دوم اینکه دیگران را منافق نامید تا اصحاب پیامبر بویژه علی (ع) را متهم به نفاق کند و همینطور تهدید می کرد که اگر پیامبر به دنیا بازگردد دست و پای کسانی را که می گویند پیامبر از دنیا رفته است را قطع خواهد کرد! قصد او آن بود تا فضای روانی را سنگین کند که کسی اقدامی نکند تا ابوبکر به شهر برگردد! آنقدر سر و صدا کرد تا خلیفه اول برگشت و وقتی ابوبکر به او گفت پیامبر از دنیا رفته است بلافاصله و به سادگی پذیرفت و موضوع غصب خلافت توسط خلیفه اول به وقوع پیوست. عرض من این است که موضوع غصب خلافت امیرالمومنین علی (ع) و جریان سقیفه امری خلق الساعه و آنی نبود بلکه از مدتها پیش طرح ریزی شده بود و ابعاد مختلف آن دنبال می شد.

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

مرآت- به عنوان سوال پایانی در خصوص اتفاقاتی که منجر به شهادت حضرت زهرا (س) شد بفرمایید.

ببینید ماجرای شهادت با ماجرای حمله به بیت حضرت زهرا (س) فاصله زمانی دارد. در اینجا مورخین شیعه و سنی با یکدیگر اختلاف دارند، حتی بین خود تشیع هم اختلاف نظر وجود دارد که کدامیک از 3 حمله ای که به خانه حضرت زهرا (س) صورت میگیرد منجر به ضرب و شتم و سقط حضرت محسن و شهادت حضرت زهرا (س) می شود!؟ برخی از مورخین این ایام را در همان 10 روز اول بعد از شهادت پیامبر (ص) می دانند. 3 بار به بیت حضرت زهرا (س) حمله شد. بار اول با هدف تهدید، بار دوم برای برهم زدن تحصن معترضین به غصب خلافت و بار سوم برای گرفتن بیعت از امیرالمومنین علی (ع). در حمله سوم است که بیت به آتش کشیده می شود و ضرب و شتم بی بی دو عالم رخ می دهد. در خصوص حمله سوم اختلاف نظر زیادی وجود دارد.

عده ای معتقدند حمله در روزهای آخر انجام شده است و می گویند اگر حضرت زهرا (س) ضربه ای خوردند که حتی قابلیت پهلو به پهلو شدن را هم نداشتند پس چگونه هر روز به سر قبر حضرت حمزه می روند؟ همینطور چرا حضرت در خطبه فدکیه هیچ حرفی از ضرب و شتم خود به میان نیاورده اند؟ و نکاتی دیگر، از آن طرف نیز برخی معتقدند این حمله در همان روزهای اول رخ داده است. تاریخ در اینجا بسیار شکننده است و واقعا نمی‌توان قضاوت دقیقی انجام داد اما بدون تردید حمله به بیت حضرت زهرا (س) واقع شده است و اهل سنت هم تایید کرده اند که خلیفه دوم گفته است اگر اهل خانه بیرون نیایند خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید که در این هنگام کسی می گوید زهرا (س) در این خانه است که خلیفه دوم تلویحا می گوید حتی اگر او هم باشد! حتی خلیفه دوم نامه ای دارد خطاب به معاویه که در آن جزئیات حمله به خانه حضرت زهرا (س) را نوشته است.

ببینید اهل سنت در منابع خود آورده اند که حمله صورت گرفته، ضربه وارد شده و محسن سقط شده است اما زاویه دید آنها این است که خلیفه دوم چقدر شجاع بوده است که به مبارزه علی (ع) رفته که در تمام نبردهای اسلام قدرت خود را نشان داده است! اینگونه تحریف می کنند! در واقع آنها اذعان به حادثه دارند اما با تحریفی این چنین! اما این حوادث رخ می دهد و حضرت زهرا (س) بستری می شوند و این بستری شدن به اختلاف تحریر در تاریخ و به خاطر اشتباه در قرائت منجر به آن می شود که دو فاطمیه داشته باشیم. ببینید 70 در عربی می شود سبعین و 90 می شود تسعین! هفتاد و پنج می شود خمسه سبعین و نود و پنج می شود خمسه تسعین! در رسم الخط عربی سابق که عمدتا کوفی بوده است نقطه غالبا استفاده نمی شده است. شما ببینید سبعین و تسعین اگر کشیده نوشته شوند شبیه هم خواهند شد! گرچه ما تقریبا 19 تاریخ برای شهادت حضرت زهرا (س) داریم که این دو مورد بیش از سایرین نقل شده است.

علامه کاشف الغطا می فرماید من سالها تمام کتب مرتبط را بررسی و جمع آوری کردم تا مردم را از حیرانی در مورد تاریخ شهادت در بیاورم و در نهایت به نتایج قابل قبولی برای علما هم رسیدم اما شبی که می خواستم فردای آن روز این موارد را ارائه کنم در عالم خواب به محضر حضرت صدیقه طاهره (س) رسیدم. می گوید با وجود اینکه فکر می کردم کار بزرگی کرده ام دیدم حضرت زهرا (س) از دست من ناراحت است و به من فرمود شیخ جعفر! از تو چه چیزی کم می شود اگر مردم دو بار برای من گریه کنند؟ ببینید این از باب رحمت حضرت زهرا (س) است، یعنی اشک بر ایشان که گره گشایی می کند و گناهان را می شوید و هزاران هزار اثر دیگر دارد فرصتی برای کسب فیض است. من بسیاری را دیده ام که فاطمیه اول بوده اند اما فاطمیه دوم عمرشان به پایان رسیده و از این فیض بزرگ محروم مانده اند. در پایان گفتگو، بیان این نکته را لازم می دانم که پیامبر (ص) فرمودند منافقین از کفار هم بدترند.

ببینید کفار و مشکران مانند ابوجهل در روبروی پیامبر می ایستادند و می جنگیدند اما شناخت منافق کار دشواری است چراکه از پشت خنجر می زند! کاری که حضرت زهرا (س) کرد و به پشت در آمد باعث شد تا جریان نفاق و منافقین امت تا روز قیامت رسوا شوند و این کار هرکسی نبود! اگر علی (ع) می آمد می گفتند او جنگ آور بود اما یک زن مظلوم و مهمتر از همه تنها دختر رسول خدا (ص) با وجود آن همه سفارش پیامبر (ص) مورد ظلم واقع شد. این کار از کسی جز زهرا (س) که محور خلقت است ساخته نبود.

مرآت- از اینکه وقت خود را در اختیار مرآت قرار دادید

ممنونم من هم از شما تشکر می کنم و برایتان آرزوی توفیق دارم.

گفتگو و تنظیم: مسعود تبریزی

انتهای پیام/ر

اضافه کردن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

بازگشت به ابتداي صفحه