تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت

طراحی انواع نرم افزار های کنترل صنعتی

دیدگاههای اخیر

شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنانشبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

تصویر روز

فروش محصولات نیروگاه خورشیدی

آخرین اخبار

بخش دوم گفت‌و‌شنودِ تئاتری مرآت با اعضای گروه رستاخیز؛
از کنسرت‌ها و تئاترهای آن‌چنانی مالیات بگیرید!/ سال 1510 و اضافه شدن استانِ تئاتر در تقسیمات کشوری!
تصاویر خبری استان سمنان با شبکه اطلاع رسانی مرآت
تئاتری‌ها درد دل‌ها و گلایه‌هایی دارند که نشر و شنیدنش، شاید به باز شدن گرهی بینجامد؛ امیدی هست؟!

به گزارش خبرنگار مرآت، از شما چه پنهان موتور گفتگو تازه در بخش دوم گرم شده بود و البته آخرش هم سرد نشد و گفتگو را به پایان بردیم! بخش نخست گفتگوی ما با تئاتری‌های گروه رستاخیز را هفته گذشته خواندید و امروز در بخش دوم پای درد‌دل‌های صریح اعضای گروه رستاخیز خواهید نشست. مطالعه این گفتگو به طور ویژه به مسئولان اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد می‌شود! بی‌مقدمه شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم:

مرآت: به تازگی موضوع معافیت مالیاتی هنرمندان واکنش‌های بسیاری را در جامعه و فضای مجازی برانگیخت. می‌دانم که وضعیت درآمد تئاتری‌ها به ویژه در سمنان بسامان نیست؛ اما به طور کلی درباره مالیات هنرمندان چطور می‌اندیشید؟

بهزاد دانشگر: من به عنوان کارگردان تئاتر، نمی‌توانم سالانه بیش از 2 تئاتر را روی صحنه ببرم؛ یک بازیگر هم چه در سینما و چه در تئاتر سالانه می‌تواند در 2 تا 3 اثر نقش‌آفرینی کند. من می‌گویم اگر می‌خواهید از کنسرت‌های بزرگ و تئاترهای آن‌چنانی مالیات بگیرید، بگیرید اما آن را صرف هنرمندان کنید. این اتفاق مثبت است. کسانی مثل نوید محمدزاده، بهنوش طباطبایی و پارسا پیروزفر که مثلا تئاتر «بینوایان» را در تهران اجرا می‌کنند به لحاظ مالی تأمین هستند.

با این وجود نوید محمدزاده برای هر شب اجرای تئاتر 44 میلیون تومان دستمزد می‌گیرد اما شبی بوده که من 100 هزار تومان بلیت فروخته‌ام. من می‌گویم اگر چراغ هنری مثل تئاتر خاموش شود، جوان‌ها به جاهای مختلف کشیده می‌شوند و این خوب نیست. هنر، فرهنگ‌ساز است و اگر چراغ هنر خاموش شود، فرهنگ از بین می‌رود. هیچ بسته حمایتی ویژه‌ای به هنرمندان ارائه نمی‌شود.

سوال این است که از چه چیزی می‌خواهید مالیات بگیرید؟ با هفت میلیون فروش برای تئاتری که شش‌ماه یک تیم را درگیر کرده چطور باید مالیات داد؟ من دوستان هنرمندی دارم که با ماشین کار می‌کنند یا در حوزه‌ای جز هنر فعالیت دارند. به همین خاطر است که خروجی مطلوب از هنر دریافت نمی‌شود.

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

اگر سالن‌ تئاتر سه ماه پُر باشد...

مرآت: آقای علی‌الحسینی! بدموقعی به جمع ما اضافه شدید! بگذارید بپرسم چرا شما هنرمندها مالیات نمی‌دهید؟

مهدی علی‌الحسینی: باید درآمدی باشد که به واسطه آن مالیات بدهیم! هیچ حمایت ویژه‌ای از ما صورت نمی‌گیرد. اگر مورد حمایت قرار می‌گرفتیم، ادارات به ما کمک می‌کردند و در تبلیغات یاری‌مان می‌کردند، حرف دیگری بود. اگر سالن من نه برای فقط ده شب، بلکه مثل تهران، برای دو تا سه ماه پُر باشد، ممکن است درآمدی کسب شود. ما با این هزینه‌های سنگین، درمی‌مانیم که چگونه بنر بزنیم و تراکت چاپ کنیم و تبلیغات کنیم؟

اگر مطمئن باشیم که این هزینه‌ها برگشت دارد، این کار را می‌کنیم، اما همین اطمینان را هم نداریم! ما تئاترهای رستاخیز را طوری طراحی می‌کنیم که برای مخاطب سوال ایجاد شود و بیندیشد و متنی را می‌نویسیم که فرهنگی در عقبه آن وجود داشته باشد. ما به این که یک کار فرهنگی می‌کنیم راضی هستیم؛ اما هنرمندان وقت می‌گذارند و ما نمی‌توانیم ازخجالتشان دربیاییم!

جایزه بازیگری 400 هزار تومانی!

همه دلخوشی‌مان این است که وقتی به جشنواره‌ای رفتیم فلانی جایزه‌ای گرفت! جایزه بازیگری که خود من دریافت کردم 400 هزار تومان بود!

بهزاد دانشگر: من به خاطر می‌آورم که یک‌دهه و نیم قبل، جشنواره‌ای استانی تئاتر با 26 کار خوب برگزار می‌شد اما امروز همان جشنواره‌ها با 4 کار و چند جایزه بسیار کوچک برگزار می‌شود!

مهدی علی‌الحسینی: آیا ما اساسا هنر تئاتر را می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم! این‌گونه نمی‌شود که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بگوید من بودجه ندارم.

بهزاد دانشگر: زشت نیست که یک رستوران اسپانسر یکی از جشنواره‌های تئاتر استان شود و نامش را دائم روی سن ببرند؟ کار تئاتر ما به این‌جا رسیده است که بخواهیم از فلان رستوران و تولیدی کفش نام ببریم که بخواهیم یک جشنواره برگزار کنیم؟ این‌ها در حالی است که بودجه‌هایی برای جشنواره تئاتر به استان اختصاص می‌یابد. اصلا نیاز به این اسپانسرها نیست. سمنان نمی‌تواند یک جشنواره را با 120 نفر برگزار کند؟

مسئولان برنامه‌ریز یا متخصص نیستند یا اصلا به فکر تئاتر نیستند.

مهدی علی‌الحسینی: من نباید یک‌بار ببینم که شما، مدیرکلی که مسئول هنری من و مسئول فرهنگ این شهر هستی، از من حمایت می‌کنی؟ یا ببینم که جلسه‌ای گذاشته‌ای تا به درد دل من گوش بدهی. من هم دارم در این شهر زحمت می‌کشم. حداقلِ حداقل این است که در تبلیغات به ما کمک کنید. با همه این اوصاف اگر یک تیم تئاتر در سه ماه 60 میلیون تومان درآمد داشت، آن وقت بیایید و از این تیم مالیات بگیرید.

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

وقتی خود ارشادی‌ها هم بلیت رایگان طلب می‌کنند!

بهزاد دانشگر: وقتی خود مسئولان فرهنگ خرید بلیت تئاتر ندارند، اوضاعمان همینطور است! کدام‌یک از مسئولان را می‌شناسید که دست فرزندش را بگیرد و بلیت بخرد و به تئاتر بیاید؟ حتی خود ارشاد تماس می‌گیرد که پنجاه بلیت برایمان کنار بگذار! تو باید به کارمندانت یاد بدهی که بلیت بخرند!

سمانه نجار: یا بگویند شما 200 بلیت برایمان بیاورید و همان‌جا هم چکش را بکشند!

بهزاد دانشگر: در چنین شرایطی وقتی هنرمند فقط برای چهار نفر اجرا می‌کند، انرژی‌اش را از دست می‌دهد.

مهدی علی‌الحسینی: شما این وضعیت را با وضعیت هنر تئاتر در کشورهای دیگر مقایسه کنید.

درام‌نویس خوب نداریم!

مرآت: آقای علی‌الحسینی! شما 25 سال قبل تئاتر را آغاز کردید! آیا نوزاد تئاتر اکنون به یک جوان 25 ساله تبدیل شده یا هنوز بالغ نشده؟

مهدی علی‌الحسینی: تئاتر سمنان نسبت به جمعیت این شهر، ظرفیت عالی و فوق‌العاده‌ای دارد. ما هنرمندان و بازیگران قابلی داریم که همه دارند حیف می‌شوند! ضعف رایج در این حوزه در کشور، ضعف مدیریت است. ضعف دوم مربوط به نمایش‌نامه است؛ ما درام‌نویس خوب نداریم و هرچه می‌گردیم نمایش‌نامه خوب پیدا نمی‌کنیم. نمایش‌نامه‌های موجود خوراکی به مخاطب نمی‌دهد.

مشکل بعدی در حوزه دانش است. همه ما تجربی کار کرده‌ایم. لازم است افراد از حوزه‌های آکادمیک و تخصصی به تئاتر وارد شوند. کارگردان خوب و متخصص هم کم داریم. خیلی‌ها برای این که نامشان مطرح شود وارد این عرصه می‌شوند و گروهی تشکیل می‌دهند و یک نمایش‌نامه سطحی را روی صحنه می‌برند. هیچ سازوکاری هم وجود ندارد که نگذارد هرکس وارد شد، کار کند و ضرر صنفی به جا بگذارد.

اگر این چند مشکل حل شود، تئاتر سمنان حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. ما جایی زندگی می‌کنیم که مسئولانش ارتباط درستی با جشنواره‌ها ندارند. در این چند سال حقمان بسیار ضایع شده است. همین امسال در تلاشیم که به فجر برسیم. خودمان هم اگر تلاش کنیم که رابطه‌ها را با جشنواره‌ها برقرار کنیم، وقتی یک کار خوب انجام می‌دهیم نهایتا در مرحله منطقه‌ای حذف نمی‌شود و مطمئنا تا مرحله آخر بالا می‌رویم و شناخته می‌شویم.

بهزاد دانشگر: البته من معتقدم رابطه‌ها باید حذف شود و دید تخصصی حاکم شود. فیلم‌ها و تئاترها باید از منظر تخصصی و تکنیکی، تک به تک دیده شوند و مورد داوری قرار بگیرند تا کارهای خوب به مراحل پایانی جشنواره‌ها راه پیدا کنند. بگذارید به یک نکته فارغ از این نکات هم اشاره کنم. فرهنگسرای کومش مکانی برای تمرین تئاتری‌ها دارد.

تعداد سالن‌های تمرین تئاتر کافی نیست

دو سالن برای این منظور وجود دارد که نسبت به تعداد گروه‌ها کم است و زمان یک‌ساعت و نیمه‌ای که این مکان‌ها در اختیار گروه‌ها قرار می‌گیرد هم کافی نیست.

مرآت: من اگر جای ترانه بودم، بابت طولانی شدن گفتگو ناراحت می‌شدم!

بهزاد دانشگر: ترانه البته عادت دارد. او در تمرین‌ها و اجراها همراه ماست و این مسئولیت ما را بیش‌تر می‌کند. دیالوگ به دیالوگی که ترانه می‌شنود باید به گونه‌ای باشد که آموزش نادرست نبیند.

مرآت: زندگی تئاتری روی روابط شما در خانواده چه تأثیری گذاشته؟

سمانه نجار: برای من که خیلی خوب است! یک درک مشترک درباره کار تئاتر در ذهن هردوی ما وجود دارد. درباره ترانه هم باید بگویم که گاهی مشاوره‌هایی به ما می‌دهد که به کارمان می‌آید!

در تئاتر با همسرم آشنا شدم!

مرآت: جدا اتفاق افتاده که درباره یک دیالوگ یا موضوع کاری ترانه نظری بدهد که از آن استفاده کنید؟

بهزاد دانشگر: بله! راستش اگر اغراق نباشد باید بگویم زندگی ما تئاتری‌ها با خانواده‌های دیگر فرق دارد. من و همسرم بیش‌تر با هم کار می‌کنیم؛ چه در تئاتر و چه در اجرای برنامه‌های کودک. من به عنوان عمو برجا و همسرم به عنوان خاله رویا برای بچه‌ها برنامه اجرا می‌کنیم. من و همسرم اصلا در تئاتر با هم آشنا شدیم. من خدمت سربازی را تازه تمام کرده بودم و ایشان هم در گروه آقای رفیعیان فعالیت می‌کردند.  

سال 1390 بود که باید برای پرفورمنسی به فرهنگسرای نیاوران تهران رفتیم. یک‌هفته‌ای تمرین کردیم و رفتیم. یک هفته بعد از سفر یک‌روزه‌مان به تهران، به خواستگاری رفتیم! خانواده‌ها اجازه دادند که ما یک‌ماه با هم صحبت کنیم. با دیالوگ برقرار کردن همه مشکلات حل می‌شود! اگر بنزین را هم می‌خواهند گران کنند، همه باید بنشینیم و با هم صحبت کنیم و این تصمیم را بگیریم!

در خانواده، باید آن‌قدر ارتباط‌ها عمیق شود که من قلبا از نگاه همسرم متوجه شوم که چه می‌خواهد. در عین حال که زندگی ما با تئائر آغشته شده است؛ به وقت خود هم باید آن را کنار بگذاریم و زندگی معمولی داشته باشیم.

مرآت: اولین نمایشی که روی صحنه بردید چه بود؟

بهزاد دانشگر: «مردی بود که لب نداشت» نوشته احمد شاملو. یه مردی بود حسین‌قلی، چشاش سیاه، لپاش گلی، غصه و قرض و تب نداشت، اما واسه خنده لب نداشت! خنده‌ی بی‌لب کی دیده؟ مهتابِ بی‌شب کی دیده؟

از سال 92 هم گروه رستاخیز را راه‌اندازی کردیم و مقام‌های مختلفی کسب کردیم.

سال 73 اتفاقی کار تئاتر را شروع کردم!

مرآت: آقای علی‌الحسینی! با شما بیشتر آشنا می‌شویم.

مهدی علی‌الحسینی: من متولد مهر 57 هستم. از سال 73 که دیپلم گرفتم، خیلی اتفاقی کار تئاتر را شروع کردم. تلاش کرده‌ام که برای شهر خودم افتخار کسب کنم و از این بابت خوشحالم.

مرآت: و شما خانم نجار!

من متولد یکم مهر 1372 هستم. از سال 86 هم کار تئاتر را شروع کردم. در جشنواره‌های مختلفی هم شرکت کرده‌ام.

سال 1510 و اضافه شدن استانِ تئاتر در تقسیمات کشوری!

مرآت: اکنون سال 1510 است و در تقسیمات کشوری یک استانِ تئاتر تشکیل شده! شما به این استان سفر می‌کنید؛ در استانِ تئاتر چه خبر است؟

بهزاد دانشگر: زیباست! یکی از دوستان ما، آقای محسن رامه، شهری سفالی به نام شهر صلح درست کرده بود. در مرکز شهر صلح، تئاتر شهر قرار داشت. با هنر آرامش و فرهنگ به جامعه برمی‌گردد و از این جهت هرقدر که در هنر سرمایه‌گذاری کنیم، زیاد نیست. من با تئاتر ابتدائا مخاطبم را سرگرم می‌کنم و سپس حرف درست را به او منتقل می‌کنم.

سرگرمی مهم است. خانواده‌ها و کودکان دوست‌ دارند ساعت‌هایی فرح‌افزا را تجربه کنند. وقتی در سینما و تئاتر کار خوب می‌بینیم لذت می‌بریم.

مهدی علی‌الحسینی: شاید حرف خیلی‌ها را بشنویم و از کنارش عبور کنیم و به آن عمل نکنیم؛ اما روی صحنه تئاتر گاهی اتفاقی می‌افتد که مسیر یک آدم را عوض می‌کند و تفکر یک آدم را درباره زندگی تغییر می‌دهد.

تصاویر شبکه اطلاع رسانی مرآت استان سمنان

سمانه نجار: من تا سال 1510 زنده می‌مانم! امیدوارم در آن سال‌ها، نوه و نتیجه من احساس رضایت کنند. حتی اگر تئاتر شهر در مرکز شهر نباشد، نوه و نتیجه‌ام راضی باشند. هیجان‌زده‌ام! کاش همه‌چیز همین‌قدر زیبا باشد!

بهزاد دانشگر: در استانِ تئاتر جایی به نام زندان و بیمارستان نداریم! در استان تئاتر، جامعه به سمتی می‌رود که مردم بتوانند خوب فکر کنند. هدفِ امروز ما هم همین است. ما می‌خواهیم مخاطب خوب بیندیشد و خوب زندگی کند. وقتی چنین هدفی در این هنر هست، چرا از آن حمایت نمی‌شود؟

مرآت: برای این که در زندگی مشترک شما خللی ایجاد نشود و امشب شام داشته باشید، گفتگو را همین‌جا به پایان می‌بریم! بابت وقت ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادید متشکرم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.

انتهای پیام/ح

اضافه کردن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

بازگشت به ابتداي صفحه