معرفی استان سمنان

تصویر روز

پیشخوان روزنامه ها

يكشنبه 17 ارديبهشت 1396

دیدگاههای اخیر

     گفت‌وگوی رجانیوز با دکترسیدعلی قریشی عضو ائتلاف اصولگرایان:
از هیات امام حسین پا به سیاست گذاشتم؛ هیئتی که اسم سیدالشهداء (ع) را ببرد و از سیاست حرفی نزند، هیئت نیست
هر چه جلوتر می‌رویم انرژی‌های مضاعف در دفاع یا رد لوایح و طرح‌های مطروحه در مجلس می‌طلبد، رویش‌ها بهتر می‌توانند این اهداف را به ثمر برسانند.

به گزارش مرآت نیوز به نقل از رجانیوز  ، دکتر سیدعلی قریشی مدیرمسئول مؤسسه قدیم‌الاحسان، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور و عضو هیئت رئیسه فدراسیون تیراندازی است. وی فارغ التحصیل رشته مدیریت آموزشی در مقطع دکترا است. سید علی قریشی یکی از رویش‌های جوان انقلابی است که نظرات جالبی در باره شروط لازم جهت ورود کاندیداها به مجلس شورای اسلامی دارد. با سید علی قریشی کاندیدای دوره دهم مجلس شورای اسلامی در باره چگونگی فضای هیئات مذهبی، اتفاقات سال ۸۸، برجام و سازوکار ائتلاف اصولگرایان به گفت‌وگو نشستیم. رجانیوز این گفت‌وگورا منتشر می‌کند:

 
 
در ابتدا لطفاً یک بیوگرافی مختصر از خودتان بگویید.
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم. من سید علی قریشی متولد سال ۱۳۵۵ هستم. مدرک دکترای مدیریت آموزشی دارم. عضو هیئت علمی دانشگاه هستم. مقطع کارشناسی ارشد خود را در حوزه آموزشی و تاریخ فلسفه آموزشی گذراندم. مقطع کارشناسی بنده هم تکنولوژی آموزشی بوده است. متأهل و دارای دو فرزند پسر هستم. 
 
الان در کجا مشغول به کار هستید؟ 
 
در حال حاضر مشاور فرهنگی کمیته ملی المپیک و عضو هیئت رئیسه فدراسیون تیراندازی هستم. در حوزه آموزشی هم عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور هستم. 
 
چه اتفاقی افتاد که هیئتی شدید؟ 
 
خانواده ما یک خانواده مذهبی بوده، هستند و ان‌شاءالله خواهند بود. پدرم قبل از انقلاب متولی یک هیئت فامیلی و همسایه‌ای، حوالی مسجد شهدا در خیابان عارف بود. هیئت هم از آن هیئت‌هایی بود که فقط در آن روضه خوانده نمی‌شد، یک‌موقع اگر مجالی پیدا می‌کردند و فرد سخنرانش مشخص می‌شد، مباحث سیاسی روز را هم با محوریت سخنان امام و ضدّیت با طواغیت زمان و ایادی مد نظر قرار می‌دادند. تولد من هم در یکی از این هیئت‌ها رقم خورده است.
در دو سال قبل از انقلاب در روز عید غدیرخم مجلسی در فضایل حضرت امیرالمؤمنین(ع) و عید غدیر در منزل پدربزرگ و پدر ما -چون یک‌جا می‌نشستیم- برگزار می‌شد و مرحوم والده ما مشغول تهیه غذا و ملزومات آن بودند که به نقل از شاهدین آن جلسه موقع وضع حمل می‌شود و من هم خیلی خوشحالم که چشمم در آن روز به دنیا روشن شد. بستگان و نزدیکان من هم می‌دانند که تاریخ تولد خود را همیشه به تاریخ قمری اعلام می‌کنم. تاریخ تولد من ظهر عید غدیرخم است و مرحوم والده حوالی ظهر وضع حمل کردند که خداوند بر درجات همه مادرانی که از دنیا رفته‌اند بیافزاید و سایه همه مادران ولایی را که بچه‌های خود را با محبت امام حسین(ع) بزرگ می‌کنند بر سر فرزندان‌شان مستدام بدارد. قرار هم بوده است که نام بنده را سعید بگذارند، اما به خاطر اینکه تولد من در ظهر عید غدیر و تجلی امیرالمؤمنین(ع) بوده است، توسط آقای محمدی مداح همان هیئت که به رحمت خدا رفته و از مداحان خوب هم بوده است، علی گذاشته شد و من هم همیشه به خاطر پیشنهادی که دادند و این نام زیبا را بر من کمترین گذاشتند، تشکر می‌کنم، یعنی از دل هیئت به دنیا آمدیم و هیئتی شدیم. 
 
بعد از آن هم همیشه به علت اینکه پدر و مادر در این مجالس شرکت می‌کردند، به تبع همراهی با پدر و مادر در این مجالس بودیم تا رشد پیدا کردیم در حالی‌که ۹ ساله بودم، در مسجد فعالیت می‌کردم. مادرم در اکثر تشییع جنازه شهدا شرکت می‌کرد و من هم تقریباً همه مراسم‌ها را شرکت می‌کردم. با مسجد آشنا شدم. در مسجد مکبّر بودم. علاقه شدیدی به مکبّری داشتم. بعد از مکبّری هم مؤذّن مسجد شدم. اذان مسجد را هم معمولاً به پیرمردهای مسجد می‌دادند، ولی ذره‌پروری کردند و بنده را قابل دانستند. کم‌کم به قرائت دعا بین دو نماز هم علاقه پیدا کردم. چون نوجوان بودم و صدای صافی داشتم و هنرمندی‌هایی را هم یاد گرفته بودم که آنجا خرج می‌کردم. کم‌کم فرازهایی از دعای توسل و کمیل مسجد را هم قرائت می‌کردم. رابطه من با هیئت از روز تولد است که تا الان هم ادامه داشته است و ان‌شاءالله قطع بنده هم از این دنیا در همین هیئات مذهبی باشد. اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(۱) را این‌گونه تفسیر می‌کنم و برای خودم و همه کسانی را که دوست دارم، این‌گونه دعا می‌کنم که ان‌شاءالله خداوند این‌گونه رقم بزند. تقریباً چهار دهه از عمر من می‌گذرد و به عنوان یک‌ذره ناچیز در محافل مذهبی شرکت کردم. 
 
 
در دوران مسجد هم با بسیج مسجد آشنا شدم. چون سنم ۱۰، ۱۱ سال بود و به جبهه نمی‌خورد. خیلی هم علاقه داشتم که بروم. آن‌موقع دو شبکه خبری هم که بیشتر نداشتیم. شبکه یک و دو که بعد از اخبار همیشه عملیات‌ها را نشان می‌داد که چه فتح‌الفتوح‌هایی انجام شده است. علاقه شدید به پیگیری عملیات‌ها داشتم. مساجد پایگاه، محل جمع‌آوری کمک‌های مردمی به جبهه‌ها بود. وانتی در کوچه‌ها می‌چرخید و نوار آقای آهنگران و کویتی‌پور را هم می‌گذاشتند و یک هیجانی در بین مردم ایجاد می‌شد. اگر هم کسی صدای خوبی داشت یک متنی را که قبلاً آماده کرده بودند مبنی بر جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای جبهه‌ها می‌خواند. متن هم این بود: امت حزب‌الله و شهیدپرور! رزمندگان اسلام در جبهه‌های حق علیه باطل نیاز به کمک‌های مردمی اعم از نقدی و غیرنقدی دارند. غیرنقدی هم می‌گفتند. مثلاً ملحفه، آجیل، کمپوت، وسایل پزشکی، لباس‌های گرم برای مناطق سردسیر و غرب کشور می‌خواستند. دو سه نفر بودیم که در این کار رقابت داشتیم. در کوچه‌ها که می‌چرخیدیم یک قسمت از نوار آقای آهنگران را می‌گذاشتیم، مثل: «ای لشکر صاحب‌زمان» یا «پیش به سوی جبهه‌ها» که من هم این متن را می‌خواندم. اینها برای من خیلی خاطره‌انگیز است. به همان اندازه‌ای که شوق داشتیم، آن را در پشت جبهه‌ها خرج می‌کردیم. 
 
چه شد که با هیئت حاج‌منصور انس گرفتید؟ 
 
سال سوم راهنمایی بودم و امتحانات پایان سال، معروف به امتحانات نهایی بود که سراسری برگزار می‌شد. یادم نمی‌رود، سیزدهم خرداد بود که امتحان انشاء داشتیم، اخبار اعلام کرد امام(ره) -که خداوند بر درجات‌شان بیافزاید و با اولیاءالله محشور شوند- به رحمت خدا رفته است. برای همه روز غم‌باری بود. یادآوری آن هم این‌گونه است. آن‌موقع زمزمه‌هایی بود که می‌گفتند حاج آقا منصور ارضی هیئتی دارد و در مساجد می‌خواند.
 
این‌قدر هم امکانات نبود که با بقیه ارتباط داشته باشیم. تلفن همراهی هم نبود. بچه‌های حزب‌اللهی هم معمولاً بچه‌هایی نبودند که وسایل شخصی آن‌چنانی داشته باشند. بعد از جنگ هم بود و همه آمده بودند. سال ۶۸ که امام به رحمت خدا رفت، حاج‌آقا اولین هیئت مسجد ارک خود را برگزار کرده بود. به ما گفتند حاج‌منصور برنامه دارد که ما هم رفتیم. تا آن‌وقت هم ایشان را ندیده بودم. چون نه سایتی بود و نه عکس و نه دوربین آن‌چنانی. وارد مسجد ارک که شدم جمعیتی خیلی زیادی آمده بودند. برای بار اول ایشان را در حال قرائت مناجات دیدم. دیدن چهره ایشان همانا و تا الان پایبند ایشان شدن همانا! این‌گونه آشنا شدیم. انگار که خداوند با این صدا، مِهر ایشان را بر دل ما گذاشت. این نحوه آشنایی ما با جلسات حاج‌آقا بود. ماه رمضان هر شب ساعت ۱۲ تا نزدیک‌های سحر به مسجد ارک می‌رفتیم. بعد هم تمام جلسات هفتگی را شرکت می‌کردم. حاج آقا منصور ارضی حق استادی و بزرگ‌تری بر گردن بنده دارند و همین الان اگر در مسیر درستی حرکت می‌کنیم، به خاطر ارائه طریق‌های ایشان و زحمات پدر و مادر و علمای ربانی بوده است. ایشان فضای جدید و تکلیف مداری ز نوکری امام حسین(ع)پیش روی همه محبین اباعبدالله(ع) ایجاد کرد.
 
نحوه تشکیل مؤسسه قدیم‌الاحسان چگونه بود؟ چه زمینه‌هایی داشت، اهداف آن چه بود و تا الان چه کارهایی انجام داده است؟
 
این مؤسسه رسماً از سال ۸۹ به بعد اعلام موجودیت کرد، ولی قبل از آن یک کار درون‌گروهی بدون تشکیلات رسمی و ثبت‌شده انجام می‌شد. اینکه چرا به مؤسسه قدیم‌الاحسان رسیدیم به خاطر این بود که در همان سال‌ها که به جلسات می‌رفتیم حاج آقا منصور دوستان را امر به علم‌آموزی در همه حوزه‌ها می‌کردند. چه آن کسی که مداح است، چه آن کسی که شاعر است و چه مستمعین، روی درس‌خواندن و علم‌آموزی و قانع نشدن به مدارک تأکید داشتند. روی همین تفکر، دوستان کنار حاج‌آقا رشد کردند.
 
بچه‌هایی که از جبهه برگشته بودند و مدرک دیپلم داشتند، همه سراغ درس رفتند. از جمله خود من. ضمن اینکه معاندین این جریان، ذهنیت‌های منفی را ایجاد کرده بودند که هنوز هم ادامه دارد و آن هم به خاطر تأثیرگذاری و ذی‌نفوذ بودن این مجموعه الهی بود. می‌گفتند هیئتی‌ها نظم آن‌چنانی ندارند، سواد لازم را ندارند که البته نگاه غلطی به هیئت‌ها بود. وقتی که به این مجالس می‌رفتیم می‌دیدیم که چه انسان‌های فرهیخته و منظم و مقیّد و متعهد و متخصص در زمینه کاری خودشان حضور داشتند. چه آن کسی که دانشجو بود و چه آن کسی که کاسب و کارمند بود. از همه اقشار در هیئت‌ها حضور دارند. دوستانی که با حاج آقا منصور بودند واقعاً با قلب و جان خود این تذکرات و تأکیدات را گرفتند و رفتند. کمترین آنها هم بنده بودم. کنار حاج‌آقا، حاج سعید حدادیان هستند که ایشان مدارج بالای علمی دارند. اگر فقط مداحی ایشان را لحاظ کنیم در حد استادی هستند. حاج آقا منصور هم که استاد‌تمام هستند. نتیجه علم باید این باشد که بر جان و دل کسی که می‌خواهد علم‌آموزی کند، بنشیند و به اقناع و رشد و بالارفتن درجات او برسد. این اتفاق در هیئت‌ها در حال رخ دادن است. به خاطر همین است که دشمن به هیئت‌ها هجمه می‌کند.
 
آقای میرهاشمی که از جانبازان ۷۰ درصد است، فوق لیسانس دارد. آقای عسکری هم همین‌طور هستند. حاج محمود ژولیده و آقای گروسی و حاج ابوالفضل بختیاری داماد بزرگوار حاج آقا هم تحصیلات عالیه دارند. آقای محسنی‌فر هم کارشناسی‌ارشد دارد. خیلی از دوستان دیگر هم هستند که الان حضور ذهن ندارم. اینها همگی با تأکیدات حاج‌آقا ادامه تحصیل دادند. البته اگر اعتبار و درجه‌ای باشد به طور مطلق و ویژه به خاطر تأثیرگذاری هیئت است، یعنی اگر مدال علم‌آموزی بر سینه ما چسبانده شده است، ریشه آن در هیئت است. این، ما را وادار کرد که دوستان همین موضوع را برای جامعه مخاطب بیشتری برنامه‌ریزی کنند.
 
پیشنهادهایی بود، سالیان متمادی خدمت حاج‌منصور عرض می‌کردیم که اجازه بدهید مؤسسه‌ای تأسیس کنیم. ایشان به دلایل مختلف اجازه نمی‌دادند. هرجایی که حرف حاج آقا منصور را گوش می‌دادیم حتماً نصرت خدا و پیروزی و شکوفایی در آن بود. هرجایی هم گوش نمی‌دادیم، ضررش را دیدیم. ایشان می‌گفتند بچه‌ها اول باید پخته‌تر شوند و رشد کنند که مؤسسه در جامعه اثرگذار باشد و صرف تأسیس مؤسسه نباشد. تا اینکه سال ۸۸ هسته اولیه این مؤسسه شکل گرفت. ما می‌خواستیم از همه دوستان استفاده کنیم. به یک ترکیبی برای هیئت‌مدیره  قدیم‌الاحسان رسیدیم. همه اینها هم با موافقت حاج آقا منصور انجام می‌گرفت. این ترکیب از پنج نفر از دوستان تشکیل شد. حاج محمود ژولیده، دکتر الله‌کرم، آقای جواد حیدری، آقای میرهاشمی و بنده حقیر. کارهای قانونی آن را انجام دادیم و وزارت ارشاد در سال ۸۹ به ما مجوز تأسیس مؤسسه فرهنگی- هنری قدیم‌الاحسان را داد.
 
هم مؤسسه را به ثبت رساندیم و هم انتشارات قدیم‌الاحسان، یعنی دو مجموعه با دو کارکرد شروع به فعالیت کرد. خروجی کارهای پژوهش‌محوری که در مؤسسه انجام می‌شود در قالب کتاب و تشکیلات در مؤسسه قدیم‌الاحسان انتشار پیدا می‌کند و توزیع می‌شود. این هسته اولیه در سال ۸۹ با دست خالی تشکیل شد. جلسات هم بیشتر حالت گعده‌ای در منزل دوستان انجام می‌شد.
 
در مؤسسه قدیم‌الاحسان دقیقاً مشغول چه فعالیت‌هایی هستید؟ 
 
در چند حوزه به صورت جدی وارد شدیم. یک بخش از کار ما فعالیت‌های رسانه‌ای است، چون مؤسسه، معاونت رسانه دارد و معاونت رسانه متشکل از سایت قدیم‌الاحسان و فضای مجازی سایبری است. مثل تلگرام و سایر فعالیت‌های مجازی. بخش آرشیو هم دیگر قسمت معاونت رسانه است که تمام مداحی‌هایی را که در حوزه انقلاب و هیئت انجام شده‌ است -که این دو ممزوج هم هستند- جمع‌آوری کردیم و آرشیو بسیار خوبی شده است. یک بخشی هم بنام تدوین و پخش رسانه‌ای برنامه‌های تولید شده وجود دارد. کل برنامه‌های حاج آقا منصور در قالب دعای کمیل، زیارت عاشورا، سخنرانی‌ها، عزاداری‌ها، مجموعه بیانات ایشان در حوزه مسائل روز و سیاست، هم آرشیو می‌شود، هم تبدیل می‌شود و هم بخش‌هایی از آن تدوین می‌شود که از رسانه ملی پخش می‌شود، بخش‌هایی از آن هم در سایت مؤسسه و بخش‌هایی هم در کانال قرار می‌گیرد. چند باکس تدوین هم تهیه کردیم. بچه‌هایی که فیلمبرداری یا صدابرداری می‌کنند یا دکورهای خیلی زیبایی در هیئت می‌زنند را جمع کردیم و مشغول فعالیت هستند.
 
دکورها هم کار مؤسسه است؟ 
 
صفر تا صد آنچه که به نام رسانه در هیئت برگزار می‌شود از دکور و تصویربرداری گرفته تا پخش زنده و کارگردانی، توسط معاونت رسانه مؤسسه قدیم‌الاحسان انجام می‌شود. پخش زنده اینترنتی هم داریم که در ۳۰ شب ماه رمضان ۶۰هزار مخاطب داشتیم که دوهزار نفر از مخاطبینِ خارج از کشور بودند. 
 
در بخش معاونت پژوهش به جرئت می‌توانم بگویم مؤسسه قدیم‌الاحسان بزرگ‌ترین کار تاریخ مداحی اهل‌بیت(ع) را انجام داده است. ۲۵ عنوان آموزش تخصصی مداحی کتاب و محتوا تولید کردیم. اگر یادتان باشد از اینها رونمایی شد و مورد استقبال قرار گرفت. آموزش تخصصی مداحی با محتوای آن را برای اولین بار این مؤسسه انجام داده است. یک کار پژوهش‌محور با پیشنهادهای اساتید فن در حال انجام است. فعلاً در حوزه محتوایی بخش معرفتی ۲۵ عنوان تولید داشته‌ایم. الان هم در بخش مهارتی کار می‌کنیم که این کار هم بسیار بی‌نظیر است و ۸۰ درصد تولید مدیا نهایی شده است و به نظر می‌رسد بتوانیم آن را تا سال آینده به بازار خاص خودش برسانیم. پس معاونت پژوهش ما در دو بخش معرفتی و مهارتی فعال است. 
 
حوزه سوم، معاونت آموزشی است. حدود ۲۵ سال است که حاج آقا منصور در مسجد ارک و صنف لباس‌فروشان کلاس‌هایی را برگزار می‌کنند که از همه سنین در آن کلاس‌ها حضور دارند. البته اساتید دیگری هم در این کلاس‌ها حضور داشتند. مثل حاج سعید حدادیان و حاج حسین سازور. هدف این بود که از ظرفیت تمام دوستان استفاده شود. مدل مسجد ارک را به صورت جز به جز در کل تهران تقسیم‌بندی کردیم و بعد که مؤسسه تشکیل شد به سراغ آموزش آکادمیک رفتیم که الان در حد کاردانی کار پیش رفته است و در حال ارتقا به سطح کارشناسی هستیم و دانش‌پذیر داریم. تمام این فعالیت¬ها براساس خرد جمعی صورت گرفته است. 
 
برای این کار مجوز رسمی دارید؟
 
مجوز رسمی از وزارت ارشاد داریم، ولی اینکه مدرک دانشگاهی مورد قبول وزارت علوم را بگیریم، هنوز اقدام نکردیم. به دلیل اینکه در حال بررسی محاسن و معایب آن هستیم، چون ما نمی‌خواهیم آموزشی مداحی مدرک‌محور باشد، ما می‌خواهیم برای تأثیرگذاری بیشتر، محتوامحور باشد. چون اگر مدرک‌محور باشد همین مشکلی که در حوزه دانشگاه می‌بینیم پیش می‌آید. آموزش در سنین و مقاطع تحصیلی مختلف ادامه دارد و از دروس متنوع و اساتید مختلف استفاده می‌شود. 
 
در حوزه انتشارات هم ۲۵ اثری که ذکر آن شد منتشر شده است و در حال عرضه است. یک بخش از آن را به عنوان رایگان توزیع می‌کنیم و یک بخش از آن را هم دنبال دوستانی می‌گردیم که بانی باشند، چون مبلغ ۲۵ کتاب کمی برای دوستان سنگین می‌شود. تقریباً سه‌هزار دوره کتاب است. یعنی در این ۲۵ جلد کتاب در حد سه‌هزار عنوان محتوا داریم که اینها به مرور توزیع می‌شود. الان قصد ما این است که جامعه مداح کشور این را تهیه کنند. 
 
 
در معاونت پژوهش کارگروه‌های مختلفی تشکیل شده که کارگروه نخبگان دانشگاهی عرصه هیئت، کارگروه تعیین و تهیه محتوای آموزشی و کارگروه مقتل و کارگروه شعر از این جمله می‌باشند. در کارگروه نخبگان دانشگاهی هنوز در حال برگزاری جلسات هماهنگی هستیم. از برادران خوب‌مان آقایان میثم مطیعی و معینی‌پور هم دعوت به همکاری کردیم.
 
کارکرد این کارگروه چیست؟
 
این است که ما در عرصه دانشگاهی بتوانیم مداح‌هایی را تربیت کنیم که به حوزه دانشگاهیان و اساتید، خدمات فرهنگی بدهند. باید ببینیم سرانه مداحی در دانشگاه‌های کشور چقدر است، اینها باید بررسی شود که ما به ازای هر چند نفر یک مداح خوب داریم که بتواند مفاهیم اهل بیت(ع) و شریعت را انتقال و آنها را بسط دهد که اگر بخواهم این را توضیح بدهم به سبک زندگی اسلامی می‌رسیم که مجال آن نیست. همه اینهایی را که عرض کردم براساس منویات مقام ‌معظم‌ رهبری عمل می‌کنیم، یعنی فصل‌الخطاب همه تأکیدات حاج‌منصوردر عرصه مداحی بیانات مقام معظم رهبری است. این کتاب‌ها را هم خدمت ایشان دادیم، ایشان هم نقل به مضمون فرمودند این کتاب‌ها را، نه به طور مطلق، بلکه نسبی خواندم. تأیید هم فرمودند که کتاب‌های خوبی است. به شخص حاج‌آقا هم فرمودند، یعنی در یکی‌ دو باری که حاج‌آقا به صورت مکتوب و شفاهی به حضرت آقا گزارش دادند، ایشان تأیید کردند.
 
با توجه به اینکه بنده دو سال عضو شورای معارف سیمای جمهوری اسلامی بودم با اخذ مجوز و موافقت معاون وقت محترم سیمای سازمان یعنی آقای دکتر دارابی و مدیر محترم شبکه آموزش آقای دکتر قاسمی برای اولین بار دو سری برنامه آموزش مداحی بنام‌های سلام بر حسین(ع) و سلام بر فاطمه(س) با اجرای حاج سعید حدادیان و کارشناسی حاج آقا منصور ارضی، حاج حسین سازور، حاج محمود کریمی، حاج محمدرضا طاهری و حجت الاسلام و المسلمین میرزامحمدی وارد شبکه‌های تلویزیونی جمهوری اسلامی شد که مخاطب بسیار خوبی هم داشت و بهترین برنامه آموزش‌محور و معارف‌محور شبکه آموزش شد که بازپخش آن هم انجام شد و حتی تحلیل معاندین را هم در شبکه‌های ماهواره‌ای در پی داشت. می‌گفتند صداوسیمای جمهوری اسلامی همه نوع آموزشی دارد، از آموزش آشپزی و خیاطی تا آموزش نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، فقط این یک آموزش نبود که آن را هم وارد کردند!
 
بعد از این برنامه‌ها هم، این روند در صداوسیما ادامه پیدا کرد و یک برنامه آموزش مداحی دیگر بنام «اسراء» شروع به کار کرد که هنوز هم ادامه دارد و تأثیر خود را گذاشته و مخاطبین خود را پیدا کرده است. امر دیگری که در واحد پژوهش پیگیری می‌کنیم، امور بین‌الملل ما است. می‌دانید که امروز باید با همه زبان‌ها حضرت اباعبدالله‌ الحسین(ع) و این مکتب را معرفی کنیم. سال‌ها با زبان عربی و آذری و گویش‌های مختلف گفتیم، الان باید پا را فراتر از مرزها بگذاریم و مداح‌هایی تربیت کنیم که بتوانند با زبان‌های غالب در دنیا حرف بزنند و با همان زبان‌ها معارف را به مردم بشناسانند. الان مداح‌هایی داریم که با زبان انگلیسی مداحی می‌کنند و مؤسسه تقریباً آنها را تحت پوشش قرار داده است. 
 
یعنی چکار کردید؟ به آنها محتوا دادید؟
 
محتوا دادیم که البته کار خیلی سختی است. چون ما باید محتوا را به فارسی بدهیم و دوستان باید آن را ترجمه کنند. ریتم نوحه را هم باید به زبان شعری که آنجا می‌پسندند برگردانند. در زبان آلمانی هم استقبال داریم. البته این استقبال نه به معنای میلیونی و صدهزار نفری، هم‌اینکه ۱۰ نفر به این زبان تقاضا کنند که اگر محتوا داشته باشیم می‌توانیم بخوانیم، به نظر می‌رسد گام خیلی خوبی برداشته شده است. حتی از ایرانیان ساکن روسیه دو مخاطب داشتیم که خیلی علاقمند به این کار بودند و می‌گفتند افرادی داریم که دوست دارند با این زبان این مفاهیم را به آنها انتقال دهیم و به ما کمک کنید. یک کار نویی است که ان‌شاءالله همه دوستان کمک کنند. این خلاصه‌ای از فعالیت‌های مؤسسه قدیم‌الاحسان بود. 
 
ساختار مؤسسه قدیم‌الاحسان به چه صورت است؟ 
 
حاج آقا منصور ارضی که بزرگ همه ما هستند در رأس این مؤسسه قرار دارند و مسلماً اگر در این زمان کوتاه این مؤسسه بین مردم شناخته شده است به خاطر صفای باطن و تأکیدات اخلاقی و راهبردی ایشان است. آقای جواد حیدری، مدیرعامل و آقای ژولیده معاون آموزشی مؤسسه هستند. آقای میرهاشمی در معاونت پژوهشی فعالیت می‌کنند. معاونت رسانه و زیرمجموعه‌های آن را هم بنده برعهده دارم، با توجه به اینکه مدیرمسئول قدیم‌الاحسان هم هستم. آقای عسکری هم معاونت اداری مالی مجموعه هستند. مسئولیت انتشارات قدیم‌الاحسان را هم به بنده واگذار کردند. دوستان دیگری هم در زیرمجموعه‌های مؤسسه به عنوان مدیر داخلی مشغول فعالیت هستند. الحمدلله مؤسسه جای خود را در حوزه مداحی اهل بیت(ع) باز و نگاه‌ها را در فضای هیئت‌ها خیلی تغییر داده است. البته جاهای دیگری هم هستند که به این رشد و نمو و تعالی رسیده باشند. 
 
چند سالی است وقتی به ایام محرم نزدیک می‌شویم، جریان‌های خاصی که هم در ایران و هم خارج از ایران فعالیت می‌کنند مباحثی را مطرح می‌کنند که هیئت نباید سیاسی باشند. در همین راستا به هیئت‌های مذهبی و مداح‌ها هجمه صورت می‌گیرد که شما نباید در باره سیاست و مباحث روز صحبت کنید. هدف آنها هم این است که می‌گویند هیئت سیاسی نیست. با ترفندهای رسانه‌ای هم که در اختیار دارند سعی می‌کنند مداح‌ها را بین مردم تخریب کنند. نظر شما در باره این مباحث چیست؟
 
قبل از انقلاب و شاید قبل از قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نقش هیئات مذهبی توسط دستگاه‌های جاسوسی دنیا با محوریت آمریکا و اسرائیل و انگلیس -که با کارشناسی دقیق بر تمام مقولات فرهنگی و آداب و سنن جوامعی که نقطه هدف‌شان بود مسلط بودند- شناسایی شده بود. بارها شنیده‌اید که چه کسانی در سال‌های قبل از انقلاب در تفرق بین شیعه و سنی فعال بودند. ریشه‌یابی کردند که مثلاً روبه‌روی سفارت انگلیس روضه برگزار می‌شد و خروجی کار هم تفرقه بین شیعه و سنی بود. بر حرارت شیعه و بغض سنی می‌افزودند.
 
همان موقع دوستانی که یک‌مقدار بصیر بودند، تا منبری و روضه‌خوان از خط خارج می‌شدند و این حرارت بیش از حد او در ارائه حب و بغض‌ها باعث تفرق می‌شود، می‌فهمیدند سفارت انگلیس به عنوان خط‌ده عمل می‌کند. پاکت پولی می‌دادند و می‌گفتند شما این دهه را روضه بخوان، ولی این‌طوری بخوان! با زبان خودمان هم پاکت می‌دادند. این هوشیاری را امام(ره) به وجود آورد و مقام معظم رهبری هم روی آن تأکید دارند. این بیداری اسلامی که سال‌هاست توسط امام راحل و مقام معظم رهبری بیان می‌شود، حاوی همین نکته است که آنها یک کار تخصصی کارشناسی‌شده در حوزه نفوذ در هیئت‌های مذهبی انجام دادند. این سنت، قبل از انقلاب بوده است، بعد از انقلاب هم ادامه دارد. قبل از انقلاب توسط ساواک انجام می‌گرفت، بعد از انقلاب هم منافقین داخلی این کار را می‌کنند و هم دشمنان خارجی، یعنی چکار می‌کنند؟ حاج آقا منصور تعریف می‌کرد، «قبل از انقلاب یک‌سری مداح‌ها را جمع می‌کردند و به آنها می‌گفتند شاه را باید دعا کنید. به حاج اکبر ناظم گفتند در بازار باید شاه را دعا کنید. حاج اکبر گفت: من شاه را دعا نمی‌کنم. گفتم: سرکلانتر سر بازار ایستاده است، اگر دعا نکنید شما را می‌برد. گفت: ببینید من چگونه دعا نمی‌کنم. موقع دعا کردن چنان روضه آتشینی می‌خواند که مردم به سر و صورت خودشان می‌زدند. خودش را هم به کرکره یکی از مغازه‌ها می‌زند و بیهوش می‌شود.» یعنی به بهای زخمی شدن و صدمه‌زدن به خودش زیر بار دعا کردن برای شاه نرفت
 
 
شور و هیجان و ظلم‌ستیزی در نفس حاج اکبر ناظم بوده است. حاج اکبر به نوبه خودش آدم بصیری بود. حاج آقا منصور این چیزها را دیده است و این روحیه از سال‌های قبل از انقلاب در ایشان بود. ظلم‌ستیزی برای ایشان از همان سال‌ها مسجل می‌شود. همین کارهای کارشناسی‌شده قبل از انقلاب را در حوزه منافقین داخلی می‌آورند. در اوایل انقلاب طرحی را مطرح می‌کنند که با توجه به اینکه جبهه‌ها نیاز به کمک‌های مالی دارد، هیئت‌ها به جای اینکه در دهه محرم شام و نهار دهند، پول آن را جمع کنیم و به جبهه بدهیم که حضرت امام صحبت آتشینی در این قضیه می‌کنند. رسانه ملی هم چندین بار این بیانات را پخش کرده است. امام می‌فرمایند: «این تفکر، تفکر غلط و انحرافی است. اینها می‌خواهند به دستگاه سیدالشهدا(ع) ضربه بزنند، این جای خودش، آن هم جای خودش» و جلوی انحراف می‌ایستند. چرا امام می‌گویند این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است؟ یعنی چه؟ این جمله را چه کسی می‌تواند تفسیر کند؟ خیلی حرف عجیبی است.
 
بعد شما ببینید حاج آقا منصور و طیف دوستداران ایشان و هیئتی‌ها که با تفکر ناب امام آشنا شدند و ریشه حرف امام را هم درآوردند که اگر ایشان می‌گویند دین از سیاست جدا نیست، پس هیئت هم از سیاست جدا نیست. مگر هیئت غیر از دین است؟ هیئت همان دین است. نماد دینی ما هیئت است و سال‌ها ریشه دارد. امام فرمود که این پرچم‌ها، انقلاب را پیروز کرد و باید هم تثبیت شود. حضرت آقا فرمودند ما هیئت امام حسین(ع) سکولار نداریم. سکولار یعنی چه؟ یعنی اینکه چکار دارید چه اتفاقاتی پیرامون شما می‌افتد؟ چکار دارید داعش چیست و چکار می‌کند؟ چکار دارید در لبنان و ترکیه و یمن و سوریه چه اتفاقاتی می‌افتد؟ سکولاریسم این را ترویج می‌کند. پس اگر هیئتی بود که اسم امام حسین(ع) را بردند و از سیاست حرفی نزدند، از مسائل روز و ظلم‌ستیزی نگفتند، آن هیئت امام حسین(ع) نیست، چون آقا این‌طور فرمودند. مرجع و رهبر و ولی‌فقیه ما حضرت آقاست. پس هیئت امام حسین سکولار داریم، که صحبت‌های انحرافی التقاطی می‌کنند و آن را با پول تطمیع می‌کنند که الحمدلله هیئت‌ها و جوان‌ها هوشیار هستند و می‌دانند خاستگاه‌شان کجاست. با این اندیشه ناب یک شخصیتی مثل حاج آقا منصور که اطاعتش از رهبر در تمام ایام این نظام چه دفاع مقدس و چه بعد از دفاع مقدس مشهود است و همیشه پای کار انقلاب بوده است و نفس، تفکرات و سخنانش گواه این مطلب است، علمدار می‌شود. هیئت‌هایی که محل حضور ایشان است همیشه محل تجمع بهترین بچه‌های انقلاب بوده است.
 
وقتی در جلسات حاج‌آقا می‌روید از کسبه و دانشجو و دانش‌آموز گرفته تا بسیجی و سپاهی حضور دارند. سال‌ها می‌گفتند نظرات حاج‌آقا باعث ریزش می‌شود، ولی روزبه‌روز جمعیت بیشتر می‌شود، هر وقت هم در باره هر شخصیتی که صحبت کردند درست از آب‌ درآمده است. اظهارات حاج آقا منصور را ببینید که شخصیتی را تأیید کرده‌اند که الان مورد تأیید نباشد یا یک شخصیتی را رد کرده باشد و الان رد نشده باشد، یعنی موقعی رد کرده است که همه می‌گفتند مورد تأیید است، ولی حاج‌آقا می‌گفتند رد است و اینها بو می‌دهند و ضد ولایت هستند. خیلی از افراد قبول نمی‌کردند، اما حاج‌آقا با آن اخلاصی که دارد متوجه بود. پس اینکه چرا هیئت‌ها باید به تفکرات سیاسی بپردازند همان صحبت حضرت امام و مقام معظم رهبری است، یعنی راه روشن، بیانات این دو عزیز است. دومین مورد ریشه در ادعیه و زیارات ما دارد. در زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع) آمده است السلام علیکم یا اهل بیت‌النبوه تا آنجایی که می‌فرماید و الساسه العباد. بعد از سلامی که به اهل بیت(ع) آمده است، این‌طور می‌آید که  شما اهل بیتی هستید که سیاست‌مداران بندگان خدا یا عباد سیاست‌مداران خدا هستید. پس ریشه در دعا و مناجات هم دار
د. 
در سایت قدیم‌الاحسان هم برای اولین‌بار لینک اسلام سیاسی را قرار دادیم و تمام سخنان حاج آقا منصور را در این قالب می‌گنجانیم و کل نشریات و سایت‌های حزب‌اللهی از این عنوان الگوبرداری کردند و از آن استفاده می‌کنند. 
 
در دوم خرداد نقش هیئت‌هایی که حاج آقا منصور به عنوان علمدار آن فعالیت می‌کند چه بود؟ افشاگری‌ها و صحبت‌هایی توسط ایشان انجام می‌شد، انتقادات فراوانی نسبت به آن دوران مطرح می‌کردند و طوری بود که واکنش‌هایی دربرداشت. دلیل اینکه هیئت‌ها به جریانات سیاسی وارد می‌شوند و اظهارنظر می‌کنند چیست؟ مگر چه چیزی می‌بینند که این‌گونه ورود می‌کنند و چرا این را وظیفه خودشان می‌دانند؟ 
 
چرایی این موضوع به خاطر این است که تفکر هیئتی، فقط گریه کردن نیست. خروجی تفکر هیئتی این است که در جامعه اسلامی هیئتی و مردمی که حول محور هیئت هستند به اتفاقاتی که پیرامون آنها می‌افتد، بی‌تفاوت نباشند. بزرگ‌ترین کارکرد هیئتی این است که بی‌تفاوت نیست. نسبت به هر اتفاقی که در جامعه می‌افتد مسئول است. در پیروزی انقلاب اسلامی هیئت‌ها چه نقشی داشتند؟ حضرت امام(ره) خط را می‌دادند و هیئت‌ها سخنان امام را با واقعیت‌های جامعه انطباق می‌دادند و مردم می‌دیدند که امام درست می‌گوید. می‌گویند ظلم است، ظالمی وجود دارد، امنیت کشور در خطر است، امنیت خانواده‌ها در خطر است، برای ما برنامه دارند. این تفکر است که حوادث بعد از انقلاب، دفاع مقدس و بعد از دفاع مقدس هم در مقابله با تهاجم فرهنگی کارساز است. وقتی یک مداح یا جریانی بنام هیئت این موضوع را متوجه می‌شود  نمیتواند بی‌تفاوت باشد. 
 
 
در زمان بعد از دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه، بچه‌هایی که از جبهه‌ها آمده بودند دیدند که نظام سرمایه‌داری میخواهد بر نظام اسلامی چیره ‌شود و احساس خطر کردند. به خاطر همین دوستان ما به دانشگاه‌ها رفتند و تحصیلات را شروع کردند. چون آنها از دانشگاه‌ها وارد عرصه اداره جامعه می‌شدند و پست‌های کلیدی را تصاحب می‌کردند. با تفکر غربی پرورش پیدا کرده بودند و همان تفکر را در مدیریت‌شان اجرا می‌کردند. من و شما که بین مردم جامعه بودیم در حوزه خدمات‌گیری با یک آدمی طرف بودیم که با تفکرات غربی تربیت شده است و بویی از انسانیت و اسلام و دین نبرده است و تفکرش مبتنی بر سرمایه‌داری است و بر مبنای کمک به مستضعف نیست. مستضعفینی که امام در باره آنها فرمودند اینها تاج سر من هستند.
 
هیئت‌ها این جریان‌ها را شناسایی کردند و مخصوصاً حاج‌آقا سکوت نکرد و هشدار داد که مراقب باشید که تفکرات دیگری در حال جایگزین شدن است و گفتند کسانی دارند زیرکانه علیه مبانی انقلاب تلاش می‌کنند که یک‌موقع خودشان انقلابی بودند، ولی الان تغییر رویه داده‌اند. اوج صحبت‌های حاج‌آقا هم در همان دوران سازندگی بود که تفکرات سرمایه‌داری داشت جایگزین مبانی انقلاب می‌شد، هشدار می‌دادند. آن‌موقع خیلی از دوستان ما متوجه نمی‌شدند. برای آنها روشن نبود که مگر می‌شود فلانی که این همه مورد تأیید بزرگان نظام بوده است و این همه قبل از انقلاب سابقه دارد، علیه مستضعفین فعالیت کند؟ اعتراض هم می‌کردند که حاج‌آقا! چرا این حرف را می‌زنید؟ این حرف‌ها همان‌موقع زده می‌شد. اگر وارد عرصه نشوید اتفاق بدتری می‌افتد. اوج فریادهای حاج‌آقا و بقیه دوستانی که با ایشان بودند در انتهای دوران سازندگی بود. فریاد می‌زدند که اتفاقات دیگری در راه است. ارزش‌ها در خطر است و خیلی از دوستان نگرفتند.
 
آن‌موقع این‌قدر فضای غبارآلودی وجود داشت که برای دوستان غیرقابل قبول بود که رأس سازندگی کشور کسانی هستند که تفکرات سرمایه‌داری دارند و این فریادها اثر نکرد، بله، بر دل و جان کسانی نشست که آنها هم در اقلیت بودند، اما باور این حرف برای خیلی از دوستان سخت بود که نتیجه آن بروز دوم خرداد بود. از روزی که دوم خرداد شروع شد، بالاخره دوستان کم‌کم متوجه شدند که خطری وجود دارد و حاج آقا منصور و دوستان‌شان درست می‌گویند و باید مقابل اینها وحدت کرد. این انسجام کم‌کم اتفاق افتاد تا سال‌ آخر ریاست‌جمهوری اصلاح طلبان که دیگر دست‌شان برای مردم رو شده بود. انتخاب رئیس جمهور دولت نهم، حاصل خون دل‌خوردن سالیان دراز علمای عامل و افراد بصیری مثل حاج آقا منصور بود. به نظر می‌رسد بصیرت‌افزایی علمایی منجمله آیت‌الله مصباح و... یا در جرگه مداحان حاج آقا منصور در رأس هیئت‌های تهران منجر به این شد که از دوران سازندگی و دوم خرداد منسجم شویم و بر عِدّه و عُدّه ما افزوده شود.
 
سال ۸۴، سال پیروزی جریان ارزشی انقلاب اسلامی بود. پیروزی این جریان، نتیجه ۱۶ سال بصیرت‌افزایی بود که در رأس آن مقام معظم رهبری و علما بودند و در رأس هیئتی‌ها هم حاج آقا منصور ارضی حضور داشت. بعد از این پیروزی هم حاج آقا منصور نگفت که کار تمام است. چقدر تذکر دادند که شما با هیئت‌ها و تفکر ارزشی جلو آمدید! حاج آقا منصور خطر انحراف را سال ۸۷ گوشزد کردند. خلاصه به هشدارهای دلسوزان انقلاب گوش داده نشد و در سال ۹۲ نتیجه آن را دیدیم. آن هم به خاطر تفرق بین جبهه انقلاب به وجود آمد که التقاطی از دوم خرداد بنام اعتدال به رأس کار برگشت. معجونی از کارگزاران سازندگی و دوم خرداد در قالب اعتدال، جرگه دولت را به دست گرفتند. البته الان الحمدلله مجموعه دوستان انقلاب دور هم جمع شدند و وجوه اشتراک‌ فراوانی دارند و شاید در روش اختلافاتی وجود داشته باشد، ولی همگی در عقیده متحد هستند، ان‌شاءالله این یک‌ماه پایانی هم به خیر و خوشی بگذرد و البته دو باره شاهد تفکر غیر ارزشی در مجلس دهم نباشیم. 
 
پس ورود این جریان، هم‌تراز با ورود جریان فکری علمای ما نقش بی‌بدیلی دارد. الان هم این خطر وجود دارد. اگر وسط این اتحاد، انشقاق به وجود بیاید باز هم خطر وجود دارد، یعنی به قول بعضی از بزرگان آیا خرمشهر را باید بدهیم و بعد پس بگیریم که قدر آن را بدانیم؟ در این انتخابات نباید این اتفاق بیفتد. الان که می‌توانیم خرمشهر را ندهیم باید بیدار باشیم. جریان ارزشی انقلاب اسلامی بهترین کلمه است که همه در آن جا می‌گیرند، هیئت‌ها، علما، حوزه‌های علمیه، دانشجویان بسیجی و عموم مردم در این جریان جا می‌گیرند. این جریان در این انتخابات هم باید با بصیرت پیش برود و بصیرت را بین مردم تکثیر کند تا ان‌شاءالله مجلس بعدی با یک رأی مناسب، مجلسی باشد که در خط ولایت فقیه و انقلاب اسلامی و حفظ استقلال کشور باشد. 
 
به نظر شما علت هجمه روی حاج آقا منصور ارضی چیست؟
 
نظر شخصی من در باره این سئوال این است که در شخصیت ایشان چند فاکتور وجود دارد که ایشان توسط دشمنان مورد هجمه قرار می‌گیرد. یکی از آنها اثر و نفوذ کلام ایشان است. یعنی اثر کلامی که خداوند به ایشان داده که در دل‌ها نفوذ پیدا می‌کند یک فاکتور مهم است. دومین فاکتور این است که ایشان با خداوند و اهل بیت‌(ع) معامله می‌کنند و با حزب و شخصیتی معامله نمی‌کند، همین معاملات عرفی که در عالم سیاست انجام می‌شود و سوم ساده‌زیستی حاج آقا منصور است. این سه فاکتور اصلی در حاج آقا منصور جمع شده است. همه این فاکتورها ایشان را تکلیف‌محور می‌کند، چون تکلیف‌محور می‌شود، مورد هجمه قرار می‌گیرد. 
 
در سال ۸۸ آقای احمدی‌نژاد در انتخابات شرکت می‌کنند و پیروز می‌شوند که در این میان هیئت‌های مذهبی هم از آقای احمدی‌نژاد حمایت کردند. نقش هیئت‌ها در انتخابات چه بود؟ یعنی از قبل از انتخابات تا پایان فتنه هشت‌ماهه، هیئت‌ها چه نقشی را ایفا کردند؟ 
 
فضای فتنه در انتخابات ۸۸ از چند ماه قبل شروع شده بود. از سخنان سیاسیون گرفته تا موضع‌گیری‌های رسانه‌های معاند داخلی و شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای نشان می‌داد که این انتخابات، انتخابات آرامی نخواهد بود و هرچه جلوتر می‌رفتیم این صحنه شلوغ‌تر می‌شد و خود را به صورت تقابل حق و باطل جلوه می‌داد. در ایام فتنه ۸۸ قبل از اینکه انتخابات برگزار شود، هشدارهای ضمنی داده می‌شد که حواس‌ها باید جمع باشد، چون کسانی پا به عرصه سیاست می‌گذارند که قبلاً نبودند. چه شده است که اینها جلو آمدند؟ این موضوع باعث شد که همه هیئت‌های مذهبی ولایتمدار در یک اقدام انقلابی مصلای تهران که به تعبیری سونامی جریان ارزشی نامیده شد، فعالیت کنند. پیشنهاددهنده آن هم شخص حاج آقا منصور بود، یعنی ایشان پیشنهادی داد که طرف مقابل گیر افتاد.
 
یک پیشنهاد خامی از طرف جمعی از دوستان به تیم رئیس‌جمهور وقت بود که با توجه به عِدّه و عُدّه‌ای که جریان سبز دارد و مشغول یارگیری است اجتماعی بگیرید که یک قدرت‌نمایی از بچه‌های ارزشی انقلاب اسلامی، اول در دفاع از امام و مقام معظم رهبری و بعد در حمایت از آقای احمدی‌نژاد به منصه ظهور برسد. پیشنهاد ورزشگاه آزادی بود. مورد قبول دوستان قرار نگرفت. مجموعه شیرودی را پیشنهاد دادند که این اجتماع با محوریت هیئت‌های مذهبی و با یک انگیزه بالا برگزار شود. این پیشنهاد تقریباً قطعی شده بود که آقایان زریبافان و بذرپاش را مسئول برگزاری این برنامه تبلیغاتی گذاشتند.
 
حاج آقا منصور مخالفت خودشان را اعلام کردند و گفتند که مراسم را در مصلا برگزار کنید. گفتند چرا؟ گفت اول اینکه مقام معظم رهبری نمازهای عیدفطر را آنجا می‌خوانند و یک معنویت خاصی دارد. دو اینکه جریان رقیب به آنجا نمی‌آید. چرا؟ چون آنها می‌خواهند بزنند و برقصند و اگر بیایند ضد تبلیغ می‌شود، ولی اگر شما شیرودی را انتخاب کنید طبق قانون به آنها هم باید آن مکان را اختصاص دهند. همان‌جا موافقت شد و اعلام کردند. خیلی‌ها انتقاد کردند که چرا برنامه ما را به هم ریختید، مصلا خیلی بزرگ است و پر نمی‌شود، ولی هیئتها پای آن ایستادند. تا صبح هیئات مذهبی تهران همه شخصیت‌ها را با محوریت حاج‌آقا بسیج کردند. یک لیستی تهیه شد و حاج سعید حدادیان، حاج محمود کریمی، حاج حسین سازور، حاج محمد طاهری و آقایان سید مهدی میرداماد و هلالی و سلحشور و همه چهره‌هایی که فکر می‌کردیم جذابیت دارند دعوت شدند. یک سونامی جمعیتی به وجود آمد که تهران تا ساعت ۱۱، ۱۲ شب قفل شد. خود حاج‌آقا آنجا نشست و همه دوستان خواندند.
 
آنجا معلوم شد اگر فتنه‌ای هم بعد از انتخابات به وجود بیاید اینها پای کار هستند. آغازین ساعات شب اعلام آرا که شب ولادت حضرت زهرا(س) هم بود، حاج آقا منصور هیئت را تعطیل کرد و گفت به سمت صداوسیما برویم. چون گفتند پارک‌وی شلوغ شده و صداوسیما در خطر است. همین بچه هیئتی‌ها از آغازین لحظه‌ای که فتنه شروع شد کف خیابان بودند. هر مناسبتی هم پیش می‌آمد، ما جلوتر از آنها در میدان حاضر بودیم تا به روز عاشورا رسید که اینها آمدند آن اعمال قبیح را انجام دادند، مسجد و پرچم امام حسین(ع) را آتش زدند و فحش‌های رکیک می‌دادند. اولین هیئتی نزدیک به محل برگزاری آشوب، هیئت دانشگاه تهران بود که مداح آن هم حاج سعید حدادیان بود، حاج سعید هیئت را تعطیل کرد و جمعیتی که در هیئت حضور داشتند جلوی فتنه را گرفتند. چون قصد داشتند به سمت بیت رهبری بروند. اگر جلوی حرکت اینها گرفته نمی‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد را نمی‌دانیم، چون همه مردم مشغول عزاداری بودند. فکر کسی هم نمی‌رسید که این کار را انجام دهند.
 
نهم دی هم که تجمع هیئات مذهبی در تهران شد. هشتم دی‌ماه هم در جاهای دیگر این اتفاق افتاده بود. جالب است که نهم دی تبدیل شد به دفاع مردم از ولایت فقیه، چون هیچ‌ عکسی به جز تصاویر امام و مقام معظم رهبری در درست مردم نبود. هیچ ذکری هم بالاتر از ذکر اباعبدالله الحسین(ع) گفته نمی‌شد. هیچ برائتی هم نبود، به جز برائت از سران فتنه که موجبات اهانت به دستگاه امام حسین(ع) را فراهم کرده بودند. پس این نقش هیئت‌ها در فتنه بود. حضور هیئت‌ها به خاطر جلوگیری از فتنه‌هایی بود که علیه انقلاب و اسلام داشت شکل می‌گرفت. موضع هیئت‌ها به خاطر بصیرت و هشیاری آنها به اتفاقات ریزی که در نظام می‌افتد و تصمیم‌گیری و عمل به موقع اینها، پیروزی حاصل کرد. مقام معظم رهبری هم فرمودند اگر درست تصمیم بگیرید خداوند هم کمک می‌کند. یکی از ویژگی‌های بصیرت، همین درست تصمیم‌گرفتن است. درست نگاه کردن به صحنه، به جا تصمیم‌گرفتن و درست عمل کردن به برکت حضرت سیدالشهدا(ع) در بچه‌های هیئت وجود دارد. نقش هیئتی‌ها در جریان فتنه واقعاً بی‌بدیل بود. پرچم‌های به اهتزاز درآمده در نهم دی نشان داد که هیئت¬ها یوم‌الله درست می‌کند. 
 
۳۷ سال از انقلاب اسلامی گذشته است. انقلاب در این دوران یک‌سری ریزش‌ها و یک‌سری رویش‌هایی داشته است. تحلیل خود را در این‌باره بفرمایید.
 
شورای ائتلاف اصولگرایان در بزنگاه امتحان بزرگی بنام اطاعت از ولی فقیه و رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. شورای ائتلاف در تهیه لیست ناظر به صحبت‌های حضرت آقا در پرداختن به رویش‌های انقلاب باید امتحان بزرگی بدهد. منظور مقام معظم رهبری از رویش‌های انقلاب به نظر من هم سن و سال، هم انقلابی بودن، هم تخصص و کارآمدی و هم خوش‌فکر بودن است. به نظر می‌رسد حضرت آقا جریان سن‌و‌سال‌دار اصولگرایان را در اتاق فکرها و بیرون از مجلس بیشتر می‌پسندند، چون جنب‌و‌جوش زیادی هم نمی‌خواهد.
 
با توجه به کارکرد مجلس و با توجه به اینکه هر چه جلوتر می‌رویم انرژی‌های مضاعف در دفاع یا رد لوایح و طرح‌های مطروحه در مجلس می‌طلبد، رویش‌ها بهتر می‌توانند این اهداف را به ثمر برسانند. نگاه مقام معظم رهبری به رویش‌ها بعد از گذشت نزدیک به چهاردهه از عمر انقلاب اسلامی ناظر به همین انرژی مضاعف آنان است، یعنی اگر کسی که در مجلس حضور دارد جوان باشد به خاطر انرژی مضاعفی که دارد، در ریل‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های اشتباه مقاومت می‌کند، اما اگر افراد مسن در مجلس حضور پیدا کنند، به خاطر اینکه انرژی ندارند شاید نتوانند جلوی تصمیم‌گیری‌های اشتباه و انحراف در ریل‌گذاری‌ها را بگیرند. پس نتیجه می‌گیریم رهبر انقلاب برای رویش‌های انقلاب یک توان، انرژی، کارآمدی و پوست‌اندازی تصویر کردند که در مجلس شورای اسلامی جهت تثبیت، ادامه و صدور این انقلاب ریل‌گذاری‌های مناسبی کنند. رویش‌ها پرانرژی‌تر، پرانگیزه‌تر و انقلابی‌تر هستند. پرداختن حضرت آقا و مطالبه ایشان از شورای ائتلاف اصولگرایان، فضا دادن به رویش‌های انقلاب است به خاطر اینکه «نفس تازه» هستند.
 
عملکرد مجلس در حوزه برجام چگونه بود؟ اگر در آینده به نوعی برجام نقض شود مجلس آینده چه رویکردی باید داشته باشد؟ 
 
ما به صحبت‌های مقام معظم رهبری اعتقاد داریم که فرمودند من خوشبین نیستم. در نشانه‌های آن هم همین بس که همان روزی که برجام شروع شد، تحریم‌های جدید اعمال کردند. جامعه هیئت‌ها و فعالین مذهبی نسبت به انتخاب کاندیداهای مجلس شورای اسلامی چهار شرط دارند: یک: ولایت‌مداری، دو: مرزبندی با عوامل فتنه ۸۸، سه: مرزبندی با فتنه اکبر، چهار: مرزبندی با کسانی‌که غیرهوشمندانه به برجام رأی دادند. لذا افرادی باید به مجلس بروند که این چهار شاخصه را با نگاه به رویش‌های انقلاب رعایت کنند تا از ضررهای بعد از نقض احتمالی برجام جلوگیری کنند و باید با تعقل و بصیرت عمل کنند و همان ریل‌گذاری صحیح را در همه حوزه‌ها اعم از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ادامه دهند. پس کسانی باید به مجلس راه پیدا کنند که با تخصص و کارآمدی و نگاه و نفس تازه خسارت‌هایی را که اصحاب فتنه به مملکت وارد کردند -که مقام معظم رهبری فرمودند جبران نشد و معلوم هم نیست چه وقت جبران می‌شود- جبران کنند.
 

با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتهای پیام/

پایگاه خبری تحلیلی مرآت نیوز استان سمنان

 

 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

بازگشت به ابتداي صفحه