معرفی استان سمنان

تصویر روز

پیشخوان روزنامه ها

يكشنبه 1 مرداد 1396

دیدگاههای اخیر

    
گذری بر زندگینامۀ معروف ترین حاکم ایالت قومس؛ نصرت اله خان امیر اعظم/تبدیل عمارت تاریخی "امیراعظم" به موزه تاریخ قومس و یا کتابخانه همت مسئولان را می طلبد
شاید اگر نصرت اله خان امیر اعظم کشته نمی شد در تاریخ معاصر ایران نامی از حکومت پهلوی یافت نمی شد و به جای آن سلسه عضدی به منصه ظهور می رسید.

به گزارش  مرآت نیوز به نقل از نسل شاهوار مرحوم نصرت اله خان معروف به "امیر اعظم" در ماه شوال 1296هـ . ق (شهریور 1257 هـ . ش) در تهران متولد شد. پدرش وجیه اله میرزا سپهسالار پسر شاهزاده عضد الدوله سلطان احمد میرزا پسر فتحعلیشاه، مادرش علاء الحاجیه دختر علاء الملک بوده که پس از وضع حمل مولود بدرود زندگی کرده است.

هدف از نشر این گزارش همان طور که در معارفۀ کتاب "جندق و قومس در اواخر دورۀ قاجار"نوشتۀ اسماعیل هنر یغمایی (معتمد دیوان) آمده و بسیاری از مطالب برگرفته از همان کتاب می باشد، شناخت کم و کیف گذران حاکمان و شرح حال مردم ایران در گذشته بوده که چگونه زیستند، بر چه بودند و بر ایشان چه گذشت!

تحصیل نصرت اله خان در دارالفنون/ تبعید به فرانسه

نصرت اله خان در ابتدای طفولیت به واسطه محبت و دوستی که خانم شمس الدوله عمه مشار الیه و زن ناصرالدین شاه نسبت به او داشته در اندرون شاه سمت غلام بچگی داشته، در دارالفنون تحصیل کرده و بعد مورد توجه مظفر الدین شاه قرار گرفته است. بعد ها به لقب سیف الملکی و تفنگدار باشی شاه نائل گردیده سپس لقب امیر اعظمی گرفته است. در ابتدای مشروطیت و موقع توپ بستن مجلس شورا، جزء مشروطه خواهان خدماتی کرده است.

امیر اعظم (6) –در کنار حسن اسفندیاری محتشم السلطنه (5) و علی قلی خان سردار اسعد (7) در شورای مشروطه خواهان

 در ابتدای استبداد صغیر به امر محمدعلی شاه از ایران تبعید و در بروکسل و پاریس اقامت گزیده است. پس از خلع شدن محمد علی شاه از سلطنت به ایران باز گشته و در کابینه ای که محمد ولی خان تنکابنی سپهدار آن روز و سپهسالار بعد وزیر جنگ بود، امیر اعظم را به معاونت وزارت جنگ منصوب نمود. سپس در سال 1328 هـ . ق (1288 هـ . ش) حاکم استر آباد و مأمور انتظامات ترکمن صحرا گردید.

نصرت اله خان امیر اعظم مشهور ترین حاکم ایالت قومس

تصویری از تابلوی امیر اعظم واقع در مقبرۀ آن مرحوم در شاهرود

 

امیر اعظم مشهور ترین حاکم ایالت قومس (استان سمنان فعلی) بوده که خاندان عضدی شاهرود از اعقاب وی می باشند. امیریه شاهرود و باغ امیر سمنان متعلق به او بوده و به همین مناسبت به اسم وی نامیده شده است. بعد از مرگ این شاهزاده در حدود 300 پارچه آبادی و مزرعه در اطراف شاهرود از وی به جای ماند.

فرهنگ دوستی بارزترین صفت نصرت اله خان امیر اعظم

یکی از صفات امیر، فرهنگ دوستی بود. در شاهرود مدرسه ای به نام ایتام اعظمیه به سبک روز، تأسیس کرد که اطفال یتیم و بی بضاعت در آن درس می خواندند. خرج شام و ناهار و لباس و هفته ای یک روز حمام آنان و مخارج ایام تعطیل سال و ماه و هفته آنها از طرف امیر داده می شد. وصیت کرده بود که پس از مرگش، به اندازه ای که به یک پسر به ارث تعلق می گیرد، برای گسترش مدرسه از ماترک او پرداخت شود.

مجموعه "عظیما" شاهرود از موقوفات نصرت اله خان امیر اعظم

 یکی از آموزگاران آن مدرسه آقای حبیب یغمایی بود که بعد ها در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد. از محصلین آن مدرسه بعدها جماعتی در دادگستری و سایر دوایر دولتی مشغول به خدمت شدند. وی با تخصیص سهمی از دارائیش برای پذیرائی زوار حرم رضوی و اقدامات عمرانی و راهسازی چهره خود را در میان مردم باز ساخت. موقوفات بسیاری تحت عنوان "عظیما" از وی به یادگار مانده که امروزه در امور عام المنفعه همچون درمانگاه، خوابگاه و مدرسه مورد استفاده قرار می گیرد.

سرودن شعر توسط نصرت اله خان امیر اعظم و برگزیدن تخلص "قدسی"

امیر اعظم گاهی شعر هم می سرود و تخلص شعری او "قدسی" بود، قطعه ای از روی نسخه ای قدیمی به خط خود آن مرحوم استنساخ شده که چند بیت از آن بدین شرح است:

دوشم گذر افتاد به میخانه جریده

غم دیده و محنت زده و رنج کشیده

در راه من غمزده نو شاخ غزالی

آراسته دیدم که چون او دیده ندیده

طناز غزالی که به یک ناوک دل دوز

صد بار دل خسته صیاد دریده

آگاه شدم صید وی از عشق و به زاری

در پاش فتادم چو یکی مار گزیده

می خواستمش جان دهم اما به نگاهی

عیسی صفتم روح روان ساخت دمیده ...

 

نصرت اله خان امیر اعظم مامور ایالت کرمان می شود

سالی که امیر اعظم مأمور ایالت کرمان شده بود، از راه یزد به کرمان می رود. میرزا آقا سید رضا نردینی شاعر معروف ملقب به «افصح الملک» قصیده ای می سازد و با پست کرمان می فرستد. امیر در آن هنگام در ماهان کرمان بوده است و فرستادن صله برای شاعر به تأخیر می افتد. افصح الملک قطعه تقاضائیه ای می سازد و تلگرافی می فرستد:

میر ما گوئیا به ماهان بود

یا گرفتار روی ماهان بود

ورنه اندر جواب هر عرضی

عوض لفظ نه به ماهان بود

امیر پس از دریافت تلگراف این طور جواب می دهد:

هفته ای رفته تا به ماهانم

زایر قبر شاه شاهانم

خدمات ارزنده نصرت اله خان امیر اعظم به ایالت قومس

در مورد مرحوم نصرت اله خان در برخی متون تاریخی روایات متفاوتی به چشم می خورد اما آنچه از بزرگان و کهنسالان منطقه شنیده می شود غالباً از خدمات ارزنده وی، به نیکی یاد می کنند. یکی از صفات برجسته امیر نیروی جسمانی و قوت بدنی او بوده که در کمتر کسی دیده می شد. معروف است موقعی که به کرمان می رود، نر گاو تنومندی دارد آب از چاه بالا می آورد، به طور شوخی با گاو به مسابقه مشغول می شود و با دلوی که 120 کیلو آب می گرفته چندین دلو آب از چاه بالا می کشد.

 اسماعیل هنر یغمایی نقل می کند: در جلوی تلگرافخانه شاهرود یکی از تیرهای تلگراف را که برای نصب آورده بودند بر می دارد و عصا زنان قدری راه می رود. در صحرای ترکمان کمر 2 تن سرباز را گرفت و آنها را چنان به زمین کوفت که مدتی قدرت حرکت از آنها سلب شده بود.

مهارت نصرت اله خان امیر اعظم در تیراندازی و شکار

"امیر اعظم" یک نام و لقب واقعی و خاص در این شخص بود که کاملاً با صفات و اخلاق او مطابقت داشت و مصداق «الاسماء تنزل من السماء» بود. علم نظام آن روز را کاملاً دارا و امیر نظام آن دوره محسوب می شد. در حسن خط و انشاء و بیان و حسن حافظه و رسائی اندام و وجاهت صوری کمتر نظیر داشت. با خدمتگزاران خود از مهتر قبیله تا کهتر طویله چنان رفتار می کرد که هر یک خیال می کردند از سایرین بیشتر مورد عنایت هستند. در اواخر عمر که دهات و مزارعی تهیه کرده بود به آبادانی و عمران املاک می پرداخت. مشروب نمی نوشید و از قمار نفرت داشت. در فن تیر اندازی و شکار سواره کمال مهارت و استادی داشت و در مواقع برف بار و هوای یخبندان در دره های شاهکوه و کوهسار مجن و نگارمن خود را به شکار مشغول می داشت.

نصرت اله خان امیر اعظم به خیال سلطنت می افتد

وضع آشفته دنیا و شدت جنگ جهانی اول سال های 1914–1918 م (1284 - 1288 هـ . ش) بی طرفی دولت ایران که کشور مورد حملات دول خارجی شده، پیشرفت اصول خان خانی در شهرستان های کشور، قضیه محاصره پارک اتابک از طرف دولت و قتل ستارخان و باقرخان سرداران ملّی ایران و اینکه در هر شهر و قصبه ای متمرد و یاغی سر بلند کرده و به جان هم افتاده اند، امیر اعظم به خیال سلطنت افتاد. در آن عصر که تقریباً دارای هزار نفر سوار بودند و حوزه سمنان، دامغان، شاهرود و بسطام را از دهنۀ خور قشلاق (گرمسار) تا سبزوار زیر سلطه و اقتدار داشت، خیال بی جایی نبود چنانکه رضاخان با وسایل کمتر پس از 8 سال از مرگ امیر این خیال را از عالم ذهن به مرحله عمل گذارد. شاید اگر امیر کشته نمی شد در تاریخ معاصر ایران نامی از حکومت پهلوی یافت نمی شد و به جای آن سلسه عضدی به منصه ظهور می رسید.

ازدواج نصرت اله خان امیر اعظم با عفت الدوله دختر احمد خان علاء الدوله